حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

برای شرکت در چالش "معماران و چالش انتخاب معماری" سایت اتووود

ساختمان جدید کتابخانه ملی ایران : مهندسان مشاور پیرراز (میرحیدر، شریعت زاده)

بنده به سه دلیل به این بنا علاقه مندم:

اول اینکه؛ حجم کلی بنا، عملکردگراست؛ طراحان با توجه به کاربری مورد نیاز، محل‏ استقرار احجام را تعیین کرده اند،  و در نهایت حجم کلی در جایی به‏صورت گسترده، و جایی دیگر بطور فشرده و با ترکیبی از نظم و آزادی فضایی شکل گرفته است. بسیار به گشایش هایی که در حجم به عمد پدید آمده علاقه مندم؛ راهروهای بین احجام که به حیاط مرکزیهای مختلف المقیاسی که مجهز به کیفیت آب هستند ختم میشوند.

دوم؛ کاربرد نغز نور در فضاهای داخلی است. نورگیری فضاها به زیبایی توسط روزن‏ها و نورگیرهای حاشیه‏ای بین‏ طبقات و نورگیرهای سقفی مستقر در سطح بام تأمین می‏شود. این کیفیت نور که از لابلای ستونهای بتنی به قرائتخانه می تابد، به روحیه شاعرانه اثر نیز کمک می کند.

سوم؛ مصالح اصلی استفاده شده؛ آجر و بتن تواماً، و بازی معنایی زیبای این دو در مسئله تضاد بین سنت ومدرنیته. استراکچر بتنی و سقف مجوف که بصورت اکسپور در فضای داخلی نمایان است، و نشان از روحیه فناورانه این اثر دارد، در تقابل با آجری که از معماری سنتی کویر ایران ریشه جسته. گویی طراحان در آن سال، کتابخانه را با رویکردی جدید و با نگاهی به گذشته طراحی کرده اند.

ماخذ: Etoood.com

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤
تگ ها :

اتووود و همْ کناری معماران ایرانی در"معماران و چالش انتخاب معماری&q

رم کولهاس و هانس اولریش ابریست در سال 2011، کتابی منتشر کردند به نام پروژه ژاپن ـ تاریخ شفاهی جنبش متابولیسم، در بخشی از کتاب به گفت و گو با کیشو کوروکاوا نشسته اند، رم کولهاس از او می پرسد:چرا تو این چنین بی خستگی می نویسی؟ [نقل به مضمون] کوروکاوا پاسخ می دهد: تمام این بناها محو می شوند، اما نوشته ها همیشگی اند.

 موید گزاره پیش امده ده کتاب بر معماری نوشته مارکوس ویترویوس پولیو است، کتابی که در ربع نخست سده اول پس از میلاد به رشته تحریر درامد و در طول قرون وسطا بارها و بارها بازنویسی شد و هنوز هم بدان ارجاع می شود.  

ژان فیلیپ دوتوناک نیز در مقدمه کتابِ از کتاب رهایی نداریم به گونه ای دیگر بر این واقعیت پافشاری می کند، این بار اما در بیانی رادیکال و البته فرح بخش و دراماتیک تر:

"این یکی، ان دیگری را نابود خواهد کرد، کتاب، عمارت را نابود خواهد کرد." ویکتور هوگو عبارت معروفش را از زبان کلود فرولو، نایب کشیش کلیسای نوتردام بیان می کند. هنر معماری، احتمالا از میان نخواهد رفت اما دیگر پرچمدار فرهنگی در حال تغییر، نخواهد بود. "هنگامی که ان را با اندیشه ای مقایسه کنیم که شکل کتاب به خود می گیرد و برای این کار مقدار کمی کاغذ، کمی جوهر و یک قلم کفایت می کند، چگونه می توانیم از اینکه خرد ادمی فن چاپ را به جای معماری برگیزیده است، در شگفت شویم؟"

اتووود نیز با تمسک به نگره برقراری تعامل میان معماری و نوشتار ایده "معماران و چالش انتخاب معماری" را پی گرفت، اتووود از طیف های مختلف جامعه معماری ایران خواهش کرد تا در تکه نوشته هایی بنویسند چرا جذب اثری شده اند که انتخابش کرده اند، هدف یک برخورد غریزی و از نزدیک است در قالب یک نوشتار کوتاه با اثر معمارانه ای که بیش از دیگر اثار بر معمار ـ که حالا نقش نویسنده را به عهده گرفته است ـ تاثیر گذاشته.

در بلندای تاریخ، معمارانِ شاخصی علقه خود به نویسنده بودن را عمیقا بروز داده اند، انگونه که مترجمین کتاب اشتیاق تئوریک و استراتژی های طراحی در آثار هشت معمار معاصر در پیشگفتار کتاب اورده اند لوکوربوزیه در فرم اداره مهاجرت فرانسه، خود را نویسنده معرفی کرده است، برنارد چومی سبقه طولانی ای در نوشتن دارد و اخرین کتابی که از او در دسترس همگان قرار گرفته است با عنوان قرمز یک رنگ نیست، کتابی است بالغ بر 800 صفحه، رم کولهاس از دیگر معمارانی است که سایه اثار تالیفی اش بر حافظه تئوریک معماران سنگینی می کند، به این سیاهه می توانید پیتر آیزنمن، پیتر زمتور، لبوس وودزو . . . را افزود.

انچه این معماران به دنبال ان اند عبور از معماریِ معماری و نزدیک شدن به معماری نوشتار است و از این ره گره خوردن با جاودانگی و گریز از فراموشی با رسوخ در ادبیات، چرا که ان ها خوب می دانند ـ همانگونه که لبوس وودز در تکه نوشته معماری، سامانه ی زمان و فرم های اقتدارتصویر کرده است ـ اثر معماری از میان خواهد رفت اما نام معمار و نوشته هایش همیشه باقی خواهند ماند و این گونه معمار از معماری و مقدسات سنگی اش پیشی خواهد گرفت.

اتووود تمام تکه نوشته های معمارانی که سخاوتمندانه، بزرگوارانه و فروتنانه درخواستش برای نوشتن را پذیرفتند بر اینترنت حفظ و آرشیو خواهد کرد، چرا که اینترنت نهایتا فضای ضد قدرت و فراموشی است و موکدا همان ناممکن بودنِ محکوم شدن به فراموشیِ پس از مرگ است به دست قدرت.

برای پی گیری انتشار این تکه نوشته ها طی روزهای اینده به اتووود مراجعه فرمایید.

 

علیرضا امتیاز. آرش بصیرت

26ام اسفندماه 1393

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
تگ ها :

چاپ مقاله علمی پژوهشی در فصلنامه مسکن و محیط روستا ، زمستان 1393

عنوان مقاله: بررسی اثرگذاری عوامل اجتماعی و فرهنگی بر بافت کالبدی روستاهای گیلان

نویسندگان: دکتر مژگان خاکپور ، مهندس حسام عشقی صنعتی (مسئول مکاتبات)

چکیده:

بافت کالبدی روستایی در گیلان مانند سایر نقاط، متاثر از عوامل مختلف طبیعی و اقلیمی، اقتصادی و عوامل اجتماعی-فرهنگی است. اینکه این عوامل خود بر یکدیگر تاثیر دارند، امری مبرهن است. اما تاثیرپذیری خصوصیات کالبدیِ مجموعه‌های زیستی روستایی از عوامل اجتماعی-فرهنگی، موضوع این مقاله می‌باشد. مقاله در پی پاسخ به عوامل اجتماعی-فرهنگی موثر بر بافت روستاهای گیلان و خصوصیات این تاثیر بر ساختار کالبدی آن است. در این تحقیق کاربردی-توسعه‌ای روش تحقیق، ‌ترکیبی توصیفی و علّی است و در زمره‌ی پژوهش‌های کیفی است که مستقل از روش‌های عددی می‌باشد.در این مقاله ابتدا عوامل اجتماعی موثر بر کالبد سکونت‌گاه‌ها به‌طور عام برشمرده شد و سپس معماری روستاهای گیلان از منظر ویژگی‌های اجتماعی-فرهنگی آن مورد مداقه قرار گرفت و برخی از مهم‌ترین وجوه آن تبیین گردید. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که تعاملات اجتماعی مردم روستا از یک سو متاثر از شرایط طبیعی است و از سوی دیگر بر خصوصیات اقتصادی و کنش‌های معیشتی استوار بوده که خود یکی از عوامل هماهنگی کنش‌های اجتماعی است و موجب انسجام روابط اجتماعی و فرهنگی ساکنان روستا می‌شود. این عوامل در کنار یکدیگر بوجود آورنده‌ی همگونی بافت کالبدی است که در پاسخ به نیازهای اجتماعی، معیشتی، اقلیمی و فرهنگی مشابه شکل می‌پذیرد. عناصر اساسی جوامع انسانی در روستاهای گیلان مشتمل بر جمعیت، فرهنگ و فرآورده‌های مادی و فناوری، نظام‌های اجتماعی و نیز نهادهای اجتماعی است که بر خصوصیات کالبدی روستا متشکل از چهار متغیر کاربری اراضی، شبکه‌ی‌ معابر، نظام محله‌بندی و بالاخره ساختار معماری تاثیری عیان برجای می‌نهد. این عوامل در کنار شکل کالبدی مجتمع مسکونی، موجب احراز هویت شخصی و اجتماعی می‌گردد که نه تنها متاثر از فرهنگ و شیوه‌های زیستی است، بلکه بر کالبد سکونتی الزاماتی را دیکته می‌نماید که از کنش‌های اجتماعی معنادار انسان نشات می‌گیرد.

واژه‌های کلیدی: عوامل اجتماعی و فرهنگی، خصوصیات کالبدی، بافت روستایی، معماری گیلان.،

ماخذ: خاکپور مژگان، عشقی صنعتی حسام. بررسی اثرگذاری عوامل اجتماعی و فرهنگی بر بافت کالبدی روستاهای گیلان. مسکن ومحیط روستا. 1393; 33 (148) :3-20 .

*Khakpour M, Eshghi Sanati H. An Investigation of the Effect of Social and Cultural Factors on the Anatomical Texture of Guilan Province's Villages. 3. 2015; 33 (148) :3-20
URL http://www.jhre.ir/browse.php?a_code=A-10-1576-1&slc_lang=fa&sid=1

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۳
تگ ها :

آغاز نهمین سال فعالیت وبلاگ حسام عشقی صنعتی

هشت سال از تاسیس این وبلاگ گذشت...

کارنامه‌ی فعالیت‌هایم در سال 1392 پیش روی شماست.

 

فعالیت‌های پژوهشی

□ چاپ کتب تالیفی "هرزوگ و دمورن؛ شیمیدان‌های معماری" (1393)، مجموعه کتب یکصد طراح معاصر، مشهد: انتشارات کتابکده کسری، چاپ اول، بهار. با همکاری دکتر ایمان رئیسی (شابک: 2-24-6509-600-978)

□ دومین چاپ کتاب "اشتیاق تئوریک و استراتژی‌های طراحی در آثار هشت معمار معاصر" (1390)، نویسنده: رافائل مونئو، مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول، تابستان. با همکاری دکتر ایمان رئیسی (شابک: 1-1-92388-600-978)

□ پیشبرد ترجمه‌ی کتاب «فرهنگ و شکل خانه» نوشته‌ی آمس راپاپورت، با همکاری مهندس مهین همتی گورابی

□ پیشبرد ترجمه‌ی کتاب «معماری و انفصال» نوشته‌ی برنارد چومی

□ اخذ پذیرش قطعی مقاله‌ی تالیفی «بررسی اثرگذاری عوامل اجتماعی و فرهنگی بر بافت کالبدی روستاهای گیلان» در فصلنامه‌ی علمی‌پژوهشی مسکن و محیط روستا، با همکاری دکتر مژگان خاکپور.

□ چاپ 3 مقاله با عناوین «نقد معماری: تاریخ، زمینه و نقش‌ها»، نوشته‌ی دنیس شارپ، «معماری و نقد»، نوشته‌ی فرانسوا شَسلن، و «نقد و اخلاق»، نوشته‌ی جوزف ریکورت، در کتاب "نقدبازی؛ جستارهایی در نقد معماری" (1392)، ویراسته‌ی ‌ایمان رئیسی، مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول، پاییز (شابک: 3-14-6509-600-978) 

□  آغاز مطالعات برای مقاله‌ای تحت عنوان "ریخت‌شناسی هندسه‌ی مقابر هرمی ایران در دوره‌ی تیموری"

□  آغاز مطالعات برای مقاله‌ای تحت عنوان "تحلیل رابطه‌ی شکل (Form) بناها و میزان رضایت‌مندی کاربران (Users) در ساختمان‌های دانشگاه تهران" با همکاری دکتر ایمان رئیسی

 

فعالیت‌های آموزشی

□ تدریس دروس «تاریخ معماری معاصر»، «مبانی نظری معماری»، «تاریخ معماری جهان»، «انسان،طبیعت، معماری»، «شناخت و طراحی معماری روستا»، رشته‌ی معماری، مقطع کارشناسی پیوسته و ناپیوسته، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد انزلی

 

فعالیت‌های حرفه‌ای

□  پیشبرد عملیات اجرایی کارخانه‌ی تولیدی برنج همتی، جاده رشت به انزلی، مساحت: 1600 متر مربع. با همکاری مهندس مهین همتی گورابی

□  شروع عملیات اجرایی ساختمان اداری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شعبه شفت، مساحت: 350 متر مربع.

□  شروع عملیات اجرایی ساختمان اداری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شعبه سیاهکل، مساحت: 360 متر مربع.

□ کسب رتبه‌ی سوم در مسابقه‌ طراحی معماری و محوطه‌سازی ساحل چمخاله، برگزارکننده: سازمان نظام مهندسی ساختمان گیلان

□  شرکت در مسابقه‌ طراحی معماری مرکز فرهنگی هنری بنیاد آسمان قم، برگزارکننده: دانشگاه ادیان قم (تقدیر شده)

 

سایر فعالیت‌ها

□ تاسیس آموزشگاه آزاد معماری «تیما» (TEAMA): نگرش تئوریک و تجربی معماری کلانشهر

□ همکاری با گروه کنترل نقشه‌ی معماری نظام مهندسی ساختمان گیلان

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
تگ ها :

نقد و اخلاق (Critisim and Virtue)

نوشته‌ی جوزف ریکورت

ترجمه‌ی ایمان رئیسی و حسام عشقی صنعتی

 

اگر مارکوس ویتروویوس (فعال در 30-46 قبل از میلاد) را به‌عنوان پدر حرفه‌ای‌مان بپذیریم، پس یکی از ابتدایی‌ترین گفته‌های انسان، نقد معماری بوده است. کشف تصادفی آتش در جنگل و آسایشی که به آن‌ها داد، بشر را به سوی اجتماع در جوامعی هدایت نمود، که در آغاز با اشاره و اصوات گنگ باهم مراوده می‌کردند. در یک بررسی تخصصی، در واقع آن‌ها زبان را خلق کردند.

ویتروویوس در رساله‌اش با عنوان معماری در باب کشف آتش می گوید:

بشر را به جمع شدن در کنار هم هدایت کرد ... بشری که خود را طبیعتاً سرآمدتر از حیوانات دیگر می‌دید که مجبور نبود در راه رفتن صورت خود را بر زمین بگیرد، او ایستاد و با صورتی راست توانست به شکوه و جلال آسمان پرستاره نظر بیفکند و به آسانی با به‌کارگیری دستان و انگشتان هر آنچه می‌خواست را به‌کار می‌گرفت، و به محض اینکه با هم نوع خود اولین اجتماع را شکل داد، شروع به ساختن پناهگاه کرد.

این پناهگاه‌ها، در اندیشه‌ی ویتروویوس، از تنه‌ی درخت یا سنگ کنده شده‌ی غارها یا حتی گل و ترکه‌ها با مشاهده‌ی پناهگاه‌های ساخته شده‌ی دیگران، به تقلید از لانه‌سازی پرستوها ساخته شده بود. او می‌افزاید:

آن‌ها با افزودن جزییات جدیدی به ابتکار خود، با گذشت زمان و وجود سرشتی تقلیدی و تعلیم پذیر، کاشانه‌های بهتری ساختند. آن‌ها نتایج ساخته‌های خود را به‌صورت روزانه به یکدیگر خاطرنشان می‌کردند و با به رخ کشیدن تازگی‌هایی که خلق کردند، ره آوردهای طبیعی آن‌ها با همچشمی و تقلید جعل شد، ساختمان‌های آن‌ها روز به روز بهبود می یافت.

این شرح افسانه‌ای از خاستگاه ساختن، نقد را با ابداع می‌آمیزد. .......

مابقی در :

  • رئیسی، ایمان (1392) نقدبازی؛ جستارهایی در نقد معماری، مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول، صص 65-67.
  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳
تگ ها :

معماری و نقد (Architecture and Criticism)

نوشته‌ی فرانسوا شَسلن

ترجمه‌ی ایمان رئیسی و  حسام عشقی صنعتی

ماخذ اصلی:

Chaslin, Francois (2006); “Architecture and Criticism”; Proceedings of an International Seminar; Architectural Criticism and Journalism: Global Perspectives Organized by the Agha Khan Award for Architecture; Italy.

معماران اغلب از نقد مایوس هستند. عده‌ای از آن‌ها می‌گویند که نقد حتی وجود هم ندارد. اما نقد وجود دارد، حتی اگر دلیل آن تنها وجود منتقدان –کسانی که به فعالیت نقد می‌پردازند- باشد. پس اگر منتقدان وجود داشته باشند، نقد هم وجود دارد. همانگونه که دکارت[1] در «گفتاری درباره‌ی روش»[2]می‌نویسد:«من فکر می‌کنم، پس هستم»[3].

با این حال، نقد رشته‌ای با مرزهای مبهم است. نقد، با حرفه‌هایی درگیر می‌شود که هم در اهداف و هم در روش‌ها، به اندازه‌ی مردمی که آن حرفه‌ها را انجام می‌دهند، متفاوت هستند. تعدادی از این حرفه‌ها تکمیل کننده‌ی یکدیگر هستند، اما فقط تا اندازه‌ی ویژه‌ای. بعضی از آن‌ها با رسانه‌های عادی سروکار دارند (نوعی که در مباحثه‌ها یا اطلاعات درگیر می‌شود که لحظه‌ای است و نسبت به رویدادها واکنش نشان می‌دهد) همان‌قدر که بررسی‌های دقیق و بلندمدت تاریخی و نظری با نقد درگیر می‌شود. و همانند پژوهش‌های دانشگاهی که به‌طور قابل ملاحظه‌ای از دهه‌های 1960 و 1970 پیشرفت داشته است. علاوه بر این تمامی این فعالیت‌ها می‌تواند در یک زمان و توسط همان افراد صورت پذیرد.

مابقی ذر :

  • رئیسی، ایمان (1392) نقدبازی؛ جستارهایی در نقد معماری، مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول، صص 55-64.

[1] Descartes

[2] Discourse on Method

[3] Cogito, ergo sum


  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :

انتشار کتاب: "هرزوگ و دمورن" شیمی دان های معماری

از مجموعه یکصد طراح معاصر منتشر شد:

"هرزوگ و دمورن"
شیمی دان های معماری

ترجمه و تالیف: ایمان رئیسی و حسام عشقی صنعتی
1393: نشر کتابکده کسری

پخش در نمایشگاه کتاب تهران، غرفه انتشارات کتابکده کسری

 

چرا ژاک هرزوگ (Jacques Herzog) و پی‌یر دِ مورن (Pierre de Meuron) را شیمی‌دان‌های معماری می‌نامیم؟

چرا عنوان فرعی این کتاب «شیمی‌دان‌های معماری» است؟ چه ارتباطی میان «هرزوگ و دمورن» و «شیمی» وجود دارد؟ به عبارت دیگر چه ارتباطی میان «معماری» و«شیمی» می‌توان یافت؟
در سرفصل دروس تمامی رشته‌های معماری، واحدی تحت عنوان «شناخت مواد و مصالح» وجود دارد که بیشتر توسط اساتید گروه عمران تدریس شده و آنچه به دانشجویان معماری آموزش داده می‌شود تفاوت چندانی با دانشجویان رشته عمران ندارد. موضوع اصلی در این درس شناخت خصوصیات و کاربرد مصالحی نظیر چوب، سنگ، بتن و فولاد است.
آما آیا شناخت معماران از مصالح با شناخت مهندسین سازه یکی است؟ آثار هرزوگ و دمورن بهترین نمونه‌ها برای پاسخ به این پرسش‌اند. مواد، در آثار این دو معمار به چیزی فراتر از ماده ارتقا می‌یابند. آن‌ها تجزیه می‌شوند، با یکدیگر ترکیب می‌شوند و موادی جدید یا نامتعارف می‌سازند. بتن به رنگ سورمه‌ای در می‌آید و یا بر روی آن نقش و نگارهایی حکاکی می‌شود، فنس‌های فلزی، قلوه سنگ، ورقه‌های مسی و فولادی سوراخ‌دار، آیینه و ورقه‌های استیل صیقلی، حکاکی، تایپوگرافی، برش‌های لیزری، استفاده از اسید و مواد شیمیایی ...
«بازار مصالح موجود» برای هرزوگ و دمورن بی‌معنی است. آن‌ها مشغول کیمیاگری‌اند. در جستجوی مواد و ترکیبات ناشناخته، مصالح ساختمان‌هایشان را هنرمندانه طراحی و تولید می ‌کنند. از این‌روست که آن‌ها را می‌توان «شیمی‌دان‌های معماری» نامید. مطالعه آثار هرزوگ و دمورن دیدگاه شما را در خصوص «مواد» تغییر داده و «درکی معمارانه از مصالح ساختمانی» را به دنبال خواهد داشت.

ژاک هرزوگ و پی‌یر دِ مورن در سال 1950 در باسل، سوئیس متولد شدند. از سال 1970 تا 1975 به تحصیل در رشته‌ی معماری در دانشگاه ای.تی.اچ زوریخ، تحت نظر آلدو روسی و دولف شنبلی پرداختند. در سال 1975 از دانشگاه فارغ‌التحصیل و از سال 1977 به سمت دستیاری استاد دولف شنبلی نائل آمدند. در سال 1978 با همکاری یکدیگر دفتر مشترک خود (هرزوگ و دِ مورن و شرکا) را تاسیس نمودند.
هرزوگ و دِ مورن در سال 1983 حوزه‌ی فعالیت آموزشی به تدریس معماری در دانشگاه کرنل، ایتاکا واقع در نیویورک، آمریکا پرداختند و در سال 1989 و از 1994 تاکنون استاد مدعو دانشگاه هاروارد، واقع در کمبریج، ماساچوست، آمریکا هستند.

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
تگ ها :

لذت تنها دویدن

فقدان معمار ارجمند ایرانی - نادر خلیلی

21 اسفند 1386 روزیست که ایرانیان، خلاقترین معمار چند دهه‌ی اخیر خود را از دست دادند. نادر خلیلی (۱۹۶۳-2008) معمار ایرانی مقیم آمریکا، نامی آشنا است؛ شخصیتی درویش مسلک که ترجیح می‌دهد در تلاش منفرد خود برای تجلی بخشیدن به ایده‌هایش به سر ببرد. او در ایران، درس و دانشگاه را رها کرد و با موتورش به دل کویر رفت تا از عناصر اربعه (آب، باد، خاک، آتش) بیاموزد. او وفاداریش به این 4 عنصر را با طرح "گِل تافتن" به جهان معماری ارائه داد. تافتن گِل، برپا کردن خانه گِلی، پختن آن با آتش: و نهایتا ساخت خانه‌های سرامیکی.
ایده‌ی بعدی او، اَبَر خشت (Super adobe) بود. به راستی بسیار ساده است! همه چیز تقریباً در محل تأمین می‌شود و نیروی متخصص هم لازم نیست؛ مصالح خاک است و کیسه شن و سیم خاردار. کیسه‌هایی که با خاک پر می‌شوند، البته سیم‌های خاردار در بین این نوارهای فتیله‌ای کیسه شن، نقش اتصالات را بر عهده دارند و نیروهای کششی و جانبی را خنثی می‌کنند.
او با ایده‌های ساده اما پُرمغز، برای ساخت خانه‌هایی در کره‌ی ماه، به ناسا دعوت شد. خلیلی از سال ۱۹۸۲ تا آخر عمرش، مدیر برنامه‌ی پژوهشی معماری درSCI-Arc کالیفرنیا، از سال ۱۹۸۶ مدیر و بنیان گذار بنیاد Geltaftan و انستیتوی هنر و معماری خاک کالیفرنیا(Cal-Earth) بود.
در دهه‌ی 1970، خلیلى یکى از سرشناس ترین آرشیتکت‌های ایران بود. وى متخصص آسمان خراش بود و زندگى خود را بین دو دفتر کارش درلس آنجلس و تهران تقسیم کرده بود. چهره‌ی او براى میلیون‌ها ایرانى از طریق حضور مکرر وى در برنامه هاى رسانه های عمومی، چهره اى آشنا شده بود. او مى گوید:" من در رقابت جهت کسب پروژه ها و قراردادها بودم. اما حس کردم که دائما در یک کشاکش هستم". یک مسابقه دویدن بچه‌ها، نقطه‌ی عطفى در زندگی او بود. متن زیر فرازی از کتاب "تنها دویدن" به قلم نادر خلیلی است که در مورد بازدیدهای خود از مناطق کویری ایران تألیف نموده‌است.

“یک روز زمستان پسر کوچک خود را که چهار ساله بود به پارک بردم. نزدیک زمین بازی چند پسر و دختر که تقریبا دو برابر سن او را داشتند با هم بازی می کردند و دستان که پسری شاد و خونگرم بود خود را داخل بازی آن ها کرد و با آن ها دوست شد. بازی بچه ها پس از چند دقیقه به صورت مسابقه دو در اطراف جاده ای در میان درختان در آمد. بعضی از پدر و مادرها که مسابقه را تماشا می کردند شروع به تشویق بچه ها و دست زدن برای آن ها که سریع می دویدند کردند و البته هر بار بچه های بزرگ تر اول می شدند. در دور چهارم مسابقه پسر کوچک من که در هر نوبت از بقیه دیرتر به نقطه پایان مسابقه رسیده بود نفس نفس زنان با چشم های گریان پیش من آمد و گفت:
- بابا، بابا من می خواهم تنها مسابقه بدهم!
چند لحظه طول کشید تا حرف او را فهمیدم ولی وقتی ناگهان متوجه در خواست اوشدم از روی نیمکت بلند شده، جلو رفتم و در حالی که بچه ها برای مسابقه بعدی دور شده بودند من خط جدیدی برای شروع مسابقه کشیدم و پسرم را آماده کردم. آن گاه شمردم: یک، دو، سه. و پسر کوچکم به تنهایی شروع به دویدن کرد. او به تنهایی مسابقه می داد. این بار که او جاده را دور زده و برگشت با آن که مدتی طول کشیده بود اما با شادی از دور به طرف من دوید و برگ خشکی را که در راه پیدا کرده بود و در دست داشت به من داد. او نه تنها از این مسابقه لذت برده بود بلکه به اندازه کافی هم وقت داشت که در بین راه برگ زیبایی پیدا کند و بالاتر از همه این که اول هم شده بود. او یک بار، دو بار و چند بار با خودش مسابقه داد و هر بار راه جدیدی پیدا می کرد و هر بار هم اول می شد.
حالا من با خودم فکر میکنم که آری به تنهایی مسابقه دادن بالاترین لذت و شوق به زندگی را همراه دارد. تنها دویدن را همه باید بیاموزند. تنها دویدن شتاب در رسیدن به جایی نیست، حرکتی است در ژرفای خود و طبیعت. این نکته در آن روز و در آن موقعیت شلوغ و پرهیاهوی زندگی من، لحظه‌ای بیدار کننده و اثرگذاربود.” (صفحه 63 کتاب تنها دویدن)
روحش شاد و یادش گرامی باد

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢
تگ ها :

فرازی از مقاله "نقد معماری: تاریخ، زمینه و نقش‌ها"

نقد معماری: تاریخ، زمینه و نقش‌ها[1]

نوشته‌ی دنیس شارپ[2]

ترجمه‌ی ایمان رئیسی و حسام عشقی صنعتی

نقد در معماری متاثر و تا حد زیادی  تابعِ دانش است. یک منتقد خوب ادراکی از تاریخ و نظریه را با خود خواهد داشت. هر چند که نقد، رشته‌ای است که بر مهارت‌ها، اطلاعات و دانش ناشی‌شده از تاریخ، نظریه‌ها و زیبایی‌شناسی تکیه می‌کند؛ هم‌زمان به ارزش‌ها و منابع اجتماعی هم متکی است. نقد، حوزه‌ای متمایز از تولید است، اگر چه بسیار با فاکتورهای خارجی مثل ضرب‌العجل‌های ویرایش‌گر و ناشر مورد هجوم واقع می‌شود.

یک منتقد معماری بدون ادراکی واقعی از تاریخ معماری و محیط، همانند یک شیر بدون دم است. دانش تاریخی و نظری نمی‌تواند از یکدیگر جدا شود. برای منتقد و ویرایشگر شهیر معاصر؛ ارنستو راجرز فهم تاریخ، "اصلی برای رشد معمار" بود و البته آن‌هایی که درباره‌ی معماری می‌نوشتند همان کسانی که ما به‌عنوان «منتقدین» به آن‌ها اشاره می‌کنیم، نیازمند به داشتن فهم هستند. نقش منتقد همچنین شخصی، تفسیری و تماما ذهنی است. نقد، باید صادق باشد.


ادامه در: کتاب «نقدْبازی؛ جستارهای نقد معماری»، به‌کوشش ایمان رئیسی، (1392) مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول، صص 29-36.



[1] Sharp, Dennis (2006); “Architectural Criticism: History, Context and Roles”; Architectural Criticism and Journalism: Global Perspectives; Edited by Mohammad Al-Asad with Majd Musa, Agha Khan Award for Architecture with Kuwait Society of Engineers.

[2]معمار، پروفسور، تاریخ‌نگار، نویسنده و ویراستار بریتانیایی که فارغ‌التحصیل معماری از انجمن معماری AA لندن (1954-1957) است. او هم اکنون قائم مقام ریاست، یکی از اعضای انجمن مدرسه‌ی AA، و از ویراستاران اصلی فصلنامه‌ی این مدرسه است. شارپ موسس "دفتر معماری دنیس شارپ" در هاتفورد و لندن است.

 

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢
تگ ها :

چاپ کتاب «نقدْبازی؛ جستارهای نقد معماری»، به‌کوشش ایمان رئیسی


این کتاب در راستای تدوین رساله پایان نامه دکترای معماری "ایمان رئیسی" با عنوان «نقش نقد در جهت دهی معماری معاصر ایران» در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران (1387) با راهنمایی دکتر عبدالهادی دانشپور ترجمه و گردآوری شده است.



در این کتاب در 3 مقاله زیر با دکتر رئیسی همکاری داشته ام:
1. نقد معماری: تاریخ، زمینه و نقش‌ها، نوشته دنیس شارپ، صص 29-36.
2. معماری و نقد، نوشته فرانسوا شَسلن، صص 55-64.
3. نقد و اخلاق، نوشته جوزف ریکورت، صص 65-67.



کتاب حاضر، "مجموعه ای از جستارهای نظری و عملی در نقد معماری است که با هدف ارتقای فرهنگ نقد معماری تدوین شده است."
ماخذ: «نقدْبازی؛ جستارهای نقد معماری»، به‌کوشش ایمان رئیسی، (1392) مشهد: انتشارات کتابکده‌ کسری، چاپ اول.

 

نقدبازی

جستارهای نقد معماری، ویراسته‌ی ایمان رئیسی

نوشته‌ی:

دنیس شارپ، فرانسوا شَسلن، جوزف ریکورت، مایکل سورکین،

ژرمی سیمون، ایرنه اسکالبرت، کارن آ. فرانک، ایمان رئیسی،

 سمانه سلطانزاده، ارغوان دانشیان، ماندانا یوسفی و ملیکا حاج‌شفیعی‌ها

ترجمه‌ی:

ایمان رئیسی، حسام عشقی‌صنعتی، حسین زمانی، سیما قربانی و ماندانا منصوری

انتشارات کتابکده کسری

 

"همه‌ی روابط ثابت و منجمد، همراه با پیشداوری‌ها و عقاید کهنه و محترم وابسته به آنها، به حاشیه رانده می‌شوند و تمامی روابط تازه شکل‌یافته قبل از آنکه استوار شوند منسوخ می گردند. هرآنچه سخت و استوار است، دود می‌شود و به هوا می‌رود، هرآنچه مقدس است، دنیوی می‌شود و دست آخر آدمیان ناچار می‌شوند ... با وضعیت واقعی زندگی و روابط‌شان با همنوعان خویش روبرو گردند".

کارل مارکس و فریدریش انگلس، ۱۸۴۸، ترجمه‌ی مراد فرهادپور


 

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢
تگ ها :

← صفحه بعد