دومین مسابقه ماه اتووود
برای کسب اطلاعات بیشتر:
http://www.etoood.com/NewsShow.aspx?nw=2155
ویژه نامه معماری ایران در نشریه AD / ایران: گذشته، حال و آینده
Architectural Design / Volume 82 / Issue 3 (May/June 2012)
Special Issue: Iran: Past, Present and Future
Table of Contents
Imprint Page/Contents
Editorial
Helen Castle
About The Guest‐Editors
Michael Hensel, Mehran Gharleghi
Spotlight
Iran: Past, Present and Future
Michael Hensel, Mehran Gharleghi
Towards an Architectural History of Performance: Auxiliarity, Performance and Provision in Historical Persian Architectures
Michael Hensel, Defne Sunguroğlu Hensel, Mehran Gharleghi, Salmaan Craig
Persian Gardens and Landscapes
Nasrine Faghih, Amin Sadeghy
World of Similitude: The Metamorphosis of Iranian Architecture
Farshad Farahi
Subterranean Landscape: The Far‐Reaching Influence of the Underground Qanat Network in Ancient and Present‐Day Iran
Reza Daneshmir, Catherine Spiridonoff
Contemporary Architecture of Iran
Darab Diba
انتشار مقاله در روزنامه شرق - شماره 1501
نسبت فضا و مکان در اثر معماری
با تکیه بر اندیشه های مارتین هایدگر و کریستین نوربرگ شولتز
دو مفهوم فضا و مکان از مفاهیم پیچیده در معماری هستند که هنوز بر سر تعریف آنها اجماع نظر وجود ندارد و برای یافتن پاسخ به پرسش های متعدد ذهن خلاق، باید از مباحث بنیادین و ریشه ای علم معماری مدد جست. بحث مکان از دیدگاه پدیدارشناسانه در آثار نویسنده و نظریه پرداز نروژی، کریستین نوربرگ-شولتز که متاثر از اندیشه های هایدگر است یافت می شود. با مطالعه پیرامون ادبیات موضوع این سوال پیش می آید که «آیا فضا و مکان در اثر معماری با یکدیگر نسبت دارند؟» در این مقاله ابتدا مفهوم مکان و بازتاب آن در معماری تبیین و آنگاه با جمع بندی ادبیات موضوع، رابطه میان فضا و مکان و نسبت آن دو با یکدیگر در اثر معماری تبیین خواهد شد.
مکان و رویکردهای مبتنی بر مکان
تعاریف مکان: در فرهنگ انگلیسی آکسفورد، مکان «یک موقعیت، نقطه یا ناحیه ای خاص» معنی شده است (Oxford،2003: 960). در فرهنگ انگلیسی لانگمن، مکان «هر ناحیه، نقطه یا موقعیتی یا وضعیت در فضا» و «یک نقطه به خصوص در یک ناحیه گسترده تر» است (Longman،2001: 1072). منظور از مکان، مفهوم مجرد و کلامی آن، به معنی یک جا نیست. اشیای گوناگون و رفتارهای مختلف احتیاج به مکان های متفاوت دارند. مکان، جا یا قسمتی از فضاست که از طریق عواملی که در آن قرار دارند صاحب هویت خاصی شده است (گروتر، 1383: 138). مکان بخشی از فضاست که به واسطه عناصر و عواملی خاص صاحب هویتی منحصربه فرد و تکرار ناپذیر می شود. معماری در مواجهه با محیط، یا زبان، محیط را برمی گزیند یا خود را جدا از محیط بیان می کند یا به مقابله با محیط می پردازد. به عبارت دیگر تعلق مکانی است که می تواند ساختمان را تبدیل به معماری کند و معماری است که می تواند جا را به مکان تبدیل کند. این ارتباط درهم پیچیده مهم ترین عامل تجربه زیستن در مکان است؛ تجربه تعلق داشتن به مکان و معنا دادن به آن.
ماهیت مکان: شولتز معتقد است که ماهیت یک مکان در بعضی عرصه ها، کنشی زمانی است که با فصل ها یا دوره های یک روز همانند هوا تغییر می کند؛ عواملی که بیش از هرچیز، موقعیت های متفاوت را تعیین می کند (نوربرگ-شولتز، 1380: 7، الف).
او خاطرنشان می کند که در واقع بی معنی است که رخدادی را بدون ارجاع به یک محل تصور کنیم. به وضوح مکان یکی از اجزای یکپارچه وجود است. پس منظور ما از کلمه مکان چیست؟ روشن است که مقصود ما چیزی بیش از یک موقعیت انتزاعی است. منظور ما این است که یک تمامیت از چیزهای ملموس دارای ماده و جوهر، شکل، بافت و رنگ ساخته شده است. این چیزها در کنار هم مشخصه ای محیطی را تعیین می کنند که گوهر مکان است. بنابراین یک مکان، یک پدیده کامل کیفی است که نمی توانیم آن را به هیچ یک از اجزایش نظیر رابطه فضایی تقلیل دهیم بدون اینکه طبیعت منسجم آن از نظر دور شود (نوربرگ-شولتز، 1381: 5، ب).
معنای حضور در مکان (رابطه میان فضاییت و مکان): رابطه زیست جهان با مکان مستلزم رابطه انسان و حضور (1) وی در محیط پیرامونش است؛ برای پرداختن به ساختارهای زیربنایی زیست جهان باید پیش و بیش از هر چیز به مفهوم هایدگری فضاییت مرتبط شویم یا به ندای حضور گوش سپاریم. فضاییت نشان دهنده ارتباط ریاضی با جهان نیست، بلکه در عوض هرروزه به وجود فضایی برای زیست مان اشاره دارد. آن گونه که هر چیزی در این فضا جای خود را دارد و همه این جاها به کارآفریدن و فراهم کردن محیطی می آیند که فراروند راستین زندگی در آن محیط جریان می گیرد و روی می دهد (نوربرگ-شولتز، 1381: 61، الف).
روح مکان: از خصلت های دیگر مکان که به درک نسبتش با فضا در یک اثر معماری کمک می کند روح آن است. نوربرگ-شولتز معتقد است هرگاه یک چشم انداز مسکون با انسان نزدیکی پیدا می کند، فضا، فرم و صورت همه درکار یکدیگر می شوند و تاثیر مکان را چندبرابر تشدید می کنند و این همه تاثیری است که از روزگاران باستان به آن با لفظ روح مکان اشاره شده است.
یوهانی پالاسما متاثر از اندیشه هایدگر، پرسش می کند که چرا تعداد کمی از ساختمان های مدرن، احساسات مان را برمی انگیزند، در صورتی که تقریبا هر خانه مستقل در شهری قدیمی یا محقرترین خانه دورافتاده در یک مزرعه، یک حس آشنا و لذت به ما می دهد؟ ساختمان های زمان ما، می توانند با جسارت یا قوه ابتکارشان، حس کنجکاوی را برانگیزند، اما به دشواری حسی از معنای جهان یا موجودیت شخصی مان را به ما می دهند (Menin،2003: 448). (2)
معماری هنر مکان: از نظر هایدگر، جهان در فضا نیست، بلکه فضا در جهان است. به نظر او فضا، مکان را از حالت وحشی خود می رهاند و به آن مکان زیستن می بخشد. بنابراین فضا، به بودن مربوط است. هایدگر مثال معروفی درباره معابد یونانی دارد و می گوید که معبد برپاشده بر صخره فقط به صرف برپا ایستادن خود عرصه تجلی بودن در فضاست: معبد با بودن خود نخست به اشیا ظاهری دیدنی می بخشد و سپس به انسان ها دیدی به خویشتن می دهد... همین نکته درباره پیکره خدای معبد نیز صادق است... این پیکره فقط تصویری نیست که به کمک آن بتوان آسان تر سیمای خدای معبد را تصور کرد، بلکه اثری است که به خدای معبد امکان حضور و بودن می دهد؛ از این نظر این پیکره همان خدای معبد است... (فردانش، 1381: 23).
نکته اصلی در تلقی هایدگر از معماری جایگاه ساختمان در هستی است که به وجود بنا مربوط است. از همین روست که معبد روی صخره می روید و پل دو کرانه رودخانه را به یکدیگر می رساند. به همین ترتیب، خانه روستایی جنگل نشین که از دامنه کوهی که بر آن نشسته، زاییده می شود حاصل زیستی روستایی است. معنای زیستن راستین همانا حفظ یگانگی بین چهار عامل فانیان (بشر)، زمین، آسمان و قدسیان (خدایان) است؛ و ساختن و ساختمان نیز نقشی جدا از این ندارد (فردانش، 1381: 24).
او از تعریف خود از فضا، به مفاهیم حرکت و فاصله متوسل شد و معتقد بود که تغییر در حرکت یا تغییر در فاصله، فضای موجود را تغییر می دهد. با پرداختن به مساله حرکت، بحث جهت مطرح می شود و با استفاده از بحث جهت، مکان را مطرح می کند (نوربرگ-شولتز، 1380: 7، الف) که محدود به سه جهت بالا، پایین و اطراف است. به عبارت دیگر همان طور که سقف و کف و دیوار فضا را تعریف می کند، آسمان بالای سر و زمین زیر پا و افق اطراف نیز مرزهای مکان را معرفی کند.
نسبت فضا و مکان در اثر معماری
فضا واسطه ای برای درک مکان: استنباط از مکان می تواند به عنوان فضا نیز درک شود. نوربرگ-شولتز به تلقی هایدگر از فضاییت مکان می پردازد و معتقد است مکان همانند فضا، مرز گشاینده است؛ هایدگر در جزییات بیشتر، سرشت دوگانه فضاییت را نمایان می کند. او ابتدا به واژه آلمانی Raum یا فضا که از raumen سرچشمه گرفته است، اشاره می کند که در واقع رهایی مکان ها برای اسکان بشر است. مکان قلمرو اشیا گردهم آمده که اینجا به هم تعلق دارند را می گشاید. ما باید این درک را فرا بگیریم که اشیا حقیقتا به مکان تعلق ندارند، بلکه خودشان مکان هستند، ثانیا مکان ها به وسیله فرم های تندیسی مجسم شده اند. این تجسم ها شخصیت هایی هستند که مکان را آشکار می کنند، بنابراین تجسم های تندیسی صورت خارجی حقیقت بودن در یک اثر هستند که در مکانش یافت می شود (Nesbitt،1996: 435).(3)
هایدگر نیز در این باره چنین می گوید: گوهر هر فضا برخاسته از نه خود آن فضا، که از مکان های آن است. عموما سامان پذیری فضایی نشانگر سامان پذیری افقی است، زندگی بر زمین روی می دهد و آهنگ آن را می توان در یک سطح نمایش داد (نوربرگ-شولتز، 1381: 58، الف).
مقایسه فضا و مکان در یک اثر معماری: با حضور در یک بنای معماری، آنچه که خود را به ما نشان می دهد و به عین آن را درک می کنیم، فضا و آنچه که در پس زمینه ذهن همانند خاطره باقی خواهد ماند، مکان آن خواهد بود. در واقع می توان گفت فضا فقط با حضور در آن و لمس کالبد آن احساس می شود و در جایی خارج از آن درک شدنی نیست، ولی مکان از آنجایی که قابلیت خاطره شدن دارد و در ذهن متبلور می شود، در ذهن خواهد ماند و در هر جای دیگری قابل بازگویی است. معماری را هنر ساختن فضا معرفی می کنند. ارایه بینشی که در جهت دستیابی به چارچوبی برای فهم معماری از طریق مفهوم فضا باشد. از آنجا که فضا ذات و ماهیت معماری است، فهم معماری موکول به فهم فضاست. فهم انسان از محیط پیرامون خود تنها به تعاریف هندسی محدود نمی شود و همچنین نمی توان مکان را که برآمده از المان های فیزیکی است، بسترساز خلق فضا ندانست، بنابراین هدف نهایی معماری تاسیس مکان است که شالوده فضا است و به این تعبیر رسید که فضا، حاصل تاسیس مکان است. آنچه مسلم است این است که در توصیف مفهوم فضا انسان نقش محوری ایفا می کند، زیرا مکان در نتیجه فضا برای انسان خلق می شود. بنابراین فضا واسطه ای است که درک مکان را برای ما مقدور می کند. هنر معمار، تبدیل فضا به مکان است یعنی ترسیم مکان در ذهن اشخاص و معماری، هنر تبدیل فضا به مکان است. به همین دلیل است که نوربرگ-شولتز معماری را هنر مکان و هنری می داند که هدف آن ارایه تصویرهایی از جهان است که به آشکار کردن معنای چیزها کمک می کند. هر انسان درک خاصی از مکان دارد و معمار برای ساختن مکان، باید به دنبال ذهنیت های مصرف کننده بگردد و بر اساس نیازهای فطری او عمل کند.
جمع بندی نهایی
با توجه به پرسش اصلی پژوهش می توان عنوان کرد که فضا و مکان در یک بنای معماری، با هم نسبت دارند و نسبت آنها در مقایسه این دو مقوله و بررسی کیفیات آنها آشکار می شود. این نکته قابل ذکر است که آن چیز که خودش را به ما نشان می دهد و آن را درک می کنیم در فلسفه، ابژه نامیده شده و در تئوری فضا به آن فضا گفته می شود. آن بخش از ابژه یا فضا که در ذهن ما می ماند و گاهی تبدیل به خاطره جمعی می شود، در فلسفه سوبژه و در تئوری فضا، به آن مکان گفته می شود. در خاتمه بحث می توان به قیاس بین فضا و مکان اشاره کرد که فضا به صورت واقعیتی است که در جای خود ثابت است و حرکت نمی کند، اما مکان، ویژگی خاصی است که در ما و در ذهن ما می ماند و با ما جابه جا می شود. پس فضا خصلتی ایستا دارد، ولی مکان دینامیک یا پویاست و در شبکه همواره متغیر روابط اجتماعی در تمامی سطوح و مقیاس ها، به آن و لحظه درمی آید. بنابراین، اگر فضا امکان وقوع حرکت را می دهد، مکان درنگ پدید می آورد. هنگامی که انسان به مرور زمان با یک فضا انس می گیرد و نسبت به آن احساس تعلق خاطر پیدا می کند، این فضا برای او ارزشمند می شود و حس آشنا و نوستالژیکی در قبال آن فضا دارد. این فضا، مکان خوانده می شود و این نکته قابل نتیجه گیری ا ست که مکان قابلیت خاطره سازی دارد. مکان به عنوان امری فرافیزیکی، در ذهن وجود دارد، اما فضا دارای جنبه های مادی و فیزیکی است. در حالی که فضا را گستره ای باز و انتزاعی می بینیم، مکان بخشی از فضاست که شخصی یا چیزی آن را اشغال می کند و دارای بار معنایی و ارزشی است که در اثر همکنش افراد با محیط واجد ویژگی های متمایز با مناطق اطراف شده است.
روزنامه شرق ، شماره 1501 به تاریخ 23/1/91، صفحه 11 (اندیشه)
برای دریافت نسخه پی دی اف اینجا کلیک کنید.
انتشار مقاله ای جدید در نشریه فن و هنر، شماره 56، پاییز 90
برای دریافت فایل تصویری مقاله ی "بازسازی بناها با استفاده از اسکنر لیزری هوابرد و به شیوه هدف مبتنی بر تطابق گراف ها" که در نشریه فن و هنر (نشریه فنی مهندسی سازمان نظام مهندسی ساختمان گیلان) شماره 56، صص 44-49 منتشر شده است، اینجا کلیک کنید.
چکیده: امروزه با توجه به کثرت وجود آثار، ابنیه، بافتها و محوطهها، استفاده از ابزار جدید برای رولوه یا برداشت بناها از اهمیت ویژهای برخوردار است. نخستین گام برای بازسازی محوطههای تاریخی، داشتن نقشههای دقیق پایه است تا بتوان برای استحکامبخشی عوارض و رفع و دفع آوارها و خرابیهای بوجود آمده اقدام کرد. همچنین میتوان به این نکته اشاره نمود که بازسازی بناها بطور خودکار نسبت به بازسازی سنتی یا شبه خودکار به نحو مطلوبی از اتلاف وقت جلوگیری میکند.
فناوری اسکنرهای لیزری، انقلابی در دنیای ترمیم آثار باستانی پدید آورده است. با این روش مجموعه نقاطی به صورت ابر نقطهای از مکانهای قدیمی و تاریخی برداشت میشود و پس از پردازش این نقاط در رایانه، مدل بنا تشکیل شده و امکان بازسازی یا ترمیم آن سنجیده میشود. همچنین نرم افزار امکان آنرا فراهم میآورد که بتوان موقعیت و شکل بنا را قبل از تخریب یا تغییر شبیه سازی نمود.
واژگان کلیدی: بازسازی بنا، رولوه، اسکنر لیزری هوابرد، گراف.
مقاله ی منتشر شده در فصلنامه شارستان شماره 32-33
"زنان و معماری"[1]
نوشته ی لین واکر[2]
ترجمه ی معماران قاف[3]
"امروزه بسیاری از زنان در بریتانیا در گستره ای از فعالیت ها و ابتکار عمل های مثبت مرتبط با معماری شرکتی فعالانه دارند. آن ها هم از طریق فرآیند طراحی، به عنوان معمار، برنامه ریز، مهندس و طراح در ایجاد محیط ساخته شده[4]، مشارکت می کنند؛ هم به عنوان سازنده، کارشناس برآورد هزینه، کارگر ساختمانی و در سطحی وسیع تر به عنوان مصرف کننده معماری[5]، کاربر بناها و فضاهای اطراف بنا، در تولید معماری سهیم اند.
با این که معماران فمینیست بر پروژه هایی متمرکز می شوند که اولویتشان با نیازهای زنان است، کار معماران زن، نشان دهنده دامنه وسیعی از تجربه کاری حرفه ای معاصر است که شامل بخش عمومی، تجربه کاری شخصی و انجمن های خانه سازی[6] است. اگرچه با ۲۵۰۲ زن ثبت شده به عنوان معمار در مقابل ۲۵۲۹۸ مرد (در حدود ۹ درصد)، معماری همچنان به عنوان یک فعالیت مرد سالار باقی می ماند، اما زنان در کار حرفه ای، سهم عمده ای در [طراحی و ساخت] بناهای مشهور معاصر داشته اند: اوپِن یونیوِرسیتی[7] (جین درو[8]، تکمیل شده در ۱۹۷۷)؛ مغازه های جوزف[9] در غرب لندن (اِوا جیریکنا[10]، ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶)؛ پایانه هوایی شماره ۴ هیترو[11] (آن گیبسون[12] از شرکت اسکات، برَونریگ و تِرنر[13]، ۱۹۸۵)؛ شهرک صنعتی منچستر[14] (گیلیان برَون[15] از دپارتمان معماری شهر منچستر[16]، ۱۹۸۲)؛ سدّ تِمز[17] (جین کلَفام[18]، دپارتمان معماران جی ال سی[19]، ۷۸-۱۹۷۲)؛ و پیاده رو سازی در خیابان مولتون جنوبی[20] ( لونا گیبسون[21]، ۱۹۷۷). معماران فمینیست هم وجود دارند – یا به طور واضح تر – زنانی که هم معمارند و هم فمینیست و هم بر این باورند که «اولویت اول تغییر فرآیند طراحی موجود باید این باشد که زنان در هر مرحله ای از این فرآیند، در تصمیم گیری دخیل باشند» (1)[22]. آن ها کسانی هستند که کار کردن با زنانی را انتخاب می کنند که علایقشان به صورت طبیعی در فرآیند طراحی در نظر گرفته نمی شود – کسانی چون اقلیت های نژادی، معلولان و طبقه کارگر – تا انواع ساختمان را برایشان فراهم کنند، ساختمان هایی که به ویژه به نیازهای این گروه ها پاسخ می دهند؛ به عنوان نمونه ساختمان هایی مثل مراکز بهداشت، کودکستان ها و مراکز آموزشی بانوان. تعاونی های فمینیستی مثل ماتریکس[23] و میترا[24] و خدمات طراحی برای زنان (WDS)، مرکز اطلاعات و منابع[25]، که همگی یکجا کار می کنند و فلسفه متداول طراحی را به چالش می کشند؛ فلسفه ای که این معماران، آن را نادیده گرفتن علایق زنان در محیط مصنوع می بینند."
ادامه در فصلنامه شارستان، شماره 32-33، تابستان و پاییز 1390، ص. 32
این مقاله به پیشنهاد آقای مهندس آرش بصیرت جهت انتشار در کتاب "معماری و جنسیت" به فارسی ترجمه شده بود که پس از منتفی شدن انتشار آن کتاب توسط نشر نی، برای انتشار در فصلنامه ی شارستان ارسال شد. مقاله ی دیگری در این زمینه با عنوان "رویکردی فمینیستی در معماری" با همکاری خانم سیما قربانی ترجمه شده است که در شماره های بعدی شارستان منتشر خواهد شد.
[1]- “Women and Architecture”, from Judy Attyfield and Pat Kirkham (eds), A View from the interior: Feminism, Women and Design (1989)
[2] -Lynne walker
[3]- گروه پژوهشی "معماران قاف" توسط ایمان رئیسی در سال 1387 خورشیدی تأسیس شد. اعضای گروه عبارتند از: ابوالفضل حبیبی، نیلوفر خالو اسماعیلی، فرزاد رئیس دانا، حسام عشقی صنعتی و فربد فرآورده.
[4]-Built environment
[5]-Consumers of architecture
[6]- Housing associations
[7]- Open University
[8] -Jane Drew
[9] -Joseph
[10]- Eva Jiricna
[11]- Heathrow Airport Terminal 4
[12]- Ann Gibson
[13]- Scot, Brownrigg & Turner
[14]- The Manchester Crafts Village
[15] -Gillian Brown
[16]- Manchester City Architects Department
[17] -Thames
[18] -Jean Clapham
[19]-GLC Architects Department
[20] -South Molton Street
[21]- lona Gibson
-[22] شماره های داخل پرانتز، پانوشت های اصلی مقاله اند. م.
[23]- Matrix
[24]- Mitra
[25]- An information and resource centre
کتاب "اشتیاق تئوریک و استراتژی های طراحی" رافائل مونئو منتشر شد!
کتاب "اشتیاق تئوریک و استراتژی های طراحی" نوشته ی رافائل مونئو با ترجمه ی ایمان رئیسی و حسام عشقی صنعتی، توسط انتشارات کتابکده کسرا منتشر شد!
این کتاب در سال 2005 توسط انتشارات دانشگاه های ام، آی، تی و هاروارد منتشر شده است و ترجمه ی فارسی آن هم با مجوز رافائل مونئو در ایران منتشر شده است.
آقای دکتر نیما طالبیان، از مدیران انتشارات کتابکده کسرا در انتشار این کتاب لطف بسیار به مترجمان داشتند، که بدین وسیله از ایشان قدردانی می نماییم.
کتاب از این هفته در کتاب فروشی های تخصصی معماری با قیمت 10000 تومان ارائه می شود.

فصلنامه پژوهش معماری (arq)
فصلنامه پژوهش معماری (arq) : انتشارات دانشگاه کمبریج
Architectural Research Quarterly

Architectural Research Quarterly / 2011/ Volume 15 / Issue 02
-
برای دانلود مقالات اکانت خود را فعال کنید. (Register for an Account )
لینک ورود: http://journals.cambridge.org/action/displayJournal?jid=ARQ
آغاز ششمین سال فعالیت وبلاگ حسام عشقی
31 مرداد 1385- شش سال پیش با بیم و امید فراوان شروع شد ... الحق چه دنیایست این وب
وضعیت خیابان های کنونی شهر تهران - توحید
معرفی کتاب : طراحی کاربردی پوسته های بتنی، آرنولد ویلسون
Practical Design of Concrete Shells, written by Dr. Arnold Wilson specifically for engineers, architects, builders and students of civil engineering, is a long overdue, sorely needed reference text on the construction of concrete thin shells.

The persuasion process is often a long one! Take the case of David B. South, Monolithic’s president, and Dr. Arnold Wilson, Professor Emeritus of Engineering at Brigham Young University (BYU).
David wanted a comprehensive text that explained the engineering aspects of Monolithic Dome construction. He pictured it as a reference on reinforced concrete thin shells built using an inflatable form—a reference specifically written for engineers, architects and builders as well as students in those fields.
Who better to write such a book than Arnold. During his 40-year career at BYU, he taught a full range of undergraduate and graduate courses on thin shell construction and counseled students working on a Master’s Thesis or Master’s Project.
Moreover, Arnold’s engineering projects include more than 1500 concrete thin shells located in 48 of our states and in 40 other countries. In fact, David believes that Arnold has engineered more thin shells than any other person, living or dead.
David and Arnold began working together in 1976. And almost from the beginning of that relationship, David has been trying to talk Arnold into writing that sorely needed textbook. He finally succeeded!
← صفحه بعد
نظرات ()

