حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

نوروز ۱۳۸۶ مبارک .

ای دگرگون ساز دلها و دیدگان

ای گرداننده روزان و شبان

و ای نوکننده احوال مردمان

حال ما را از اینکه هست به گردان ....

  

نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

از درون...

من ایمان آورده ام که رنج تفاوتی است بین آنچه هست و آنچه می خواهم باشد ...

ترس کودکانه ی من آن است که نمی دانم پس این درهای بسته ی امیدم چه خواهم دید...!

من امروز نگران آینده ی نا معلوم خویشم...

و فردا در قفس سرد اتاقم دلتنگ امروز و صدها دیروز دیگر !

من آغاز می کنم...

شاید دریای زندگی آرام گرفت !

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

جامانده

پس از سفر اعضای ریاست جمهوری به شهرستان رشت . شنیده شده که  فرودگاه بین المللی رشت به نام سردار جنگل نامگذاری خواهد شد.

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

جستاری در شهر باران - شهرستان رشت

شهر رشت مرکز استان گیلان با مساحتی در حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مربع در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه  ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده است . این شهر زیبا  از شمال به بندر انزلی - ازجنوب به رودبار - از شرق به آستانه اشرفیه و از غرب به فومن محدود میشود. 

به روایت کتب تاریخی سابقه شهر رشت مربوط به پیش از دوره سامانیان میباشد که از یک اسلوب معماری ویژه ای برخوردار ا که تبلور آن را در میدان مرکزی شهر رشت یعنی میدان شهرداری میتوان دید . البته باید گفت که گیلک ها از اصیل ترین نژاد آریایی محسوب میشوند و در زمان مهاجرت اولین اقوام آریایی در دوره مادها به سرزمین عزیزمان ایران در نوار شمالی ایران که سرزمین بسیار حاصل خیزی نیز بود سکنا گزیدند .

مردمان رشت از دیر باز ملاک و تاجر بودند و شهر رشت در دوره سامانیان یکی از مراکز مهم تجارت ما بین تجار سایر ملل محسوب میشد . که بیشتر در این بازار به تجار ابریشم - توتون - چای - برنج - ادویه - چاقو - ادوات جنگی و ... میپرداختند .

قومیت مردم رشت گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پس تکلم می کنند . مذهب اکثریت مردم شیعه اثنی عشری است که پیروان سایر مذاهب از سالهای کهن در کنار دیگر مردمان رشت بدون کوچکترین مشکل به زندگی میپردازند .

رشت از نظر لغوی یک اسم مرکب است که از دو جزء ( رش + ت ) تشکیل شده است که در گویش گیلکی بومی به معنای ( باران ریز + مداوم ) میباشد که در کلام محلی به وارش یا همان بارش یاد میکنند . در این صورت رشت یعنی مکانی که در آنجا باران مداوم میبارد  این در واقع همان خصوصیت اصلی این شهر سبز و زیباست که معنی آن نیز محسوب میگردد و بدینگونه میتوان شهر رشت را شهر باران قلمداد کرد .

جاذبه های زیارتی  :

مسجد صفی منسوب به صفی میرزا پسر شاه عباس صفوی ( ازابنیه دوره صفوی )

مسجد جامع کاسه فروشان ( واقع در راسته بازار بزرگ رشت )

مسجد چله خانه (  آرامگاه دکتر حشمت در آنجا قرار گرفته است )

مقبره دانای علی ( مقبره عالم شهیر رشتی که معلم امام رضا (ع) نیز بود )

مقبره خواهر امام از نوادگان امام موسی بن جعفر ( واقع در محله تاریخی ساغریسازان )

بقعه امام زاده هاشم  

بقعه آقا سید ابراهیم ( واقع در بادی الله ) خیابان مطهری

بقعه آقا سید عباس ( واقع در محله قدیمی ساغریسازان )

بقعه بی بی رقیه ( واقع در محله نیکمرام )

جاذبه های تاریخی و گردشگری :

پارک سبزه میدان

باغ محتشم ( پارک شهر )

مجتمع تفریحی شهربازی ( جنب پارک شهر )

مجتمع تفریحی شهر شادی ( روبروی فرودگاه رشت )

استخر عینک ( با چشم اندازی بی نظیر که توجه هر چه بیشتر مسولین برای سرمایه گذاری و احداث یک مجتمع بزرگ تفریحی و چند منظوره را میطلبد )

پارک جنگلی زیبای سراوان ( ابتدای جاده تهران )

پارک ملت ( که با امکانات مناسب مثل کتابخانه - فضای ورزشی - فضای آکواریم ماهیان خاویاری - فضای بازی و ... احداث گردیده است )

موزه سردارجنگل یا خانه میرزا کوچک ( واقع در محله استاد سرای رشت که زادگاه میرزا کوچک و محل رشد و تحصیل او بود )

عمارت حمام حاج آقا بزرگ ( با طراحی سنتی ایرانی و خزینه های قدیمی )

عمارت کلاه فرنگی

عمارت شهرداری ( واقع در میدان مرکزی شهر رشت )

عمارت پست و تلگراف سابق ( واقع در میدان شهرداری با یک بنای قدیمی و منحصر به فرد )

موزه رشت ( تاسیس ۱۳۴۹ که در خیابان بیستون رشت واقع است )

عمارت قدیمی خانه خانم قدیری

کلیسای زیبا و قدیمی ارامنه رشت 

عمارت قدیمی کتابخانه ملی رشت

آرامگاه میرزا کوچک جنگلی ( واقع در محله سلیمانداراب رشت )

بازار بزرگ رشت ( بازار بزرگ و قدیمی رشت که با سرا های متعدد و با جنب و جوشی مثال زدنی چشم هر بیننده ای را مینوازد )

بازار ماهی فروشان ( که یکی از سراهای بازار بزرگ میباشد و یکی از بزرگترین مراکز خرید و فروش ماهیان دریای خزر در شمال ایران محسوب میشود )

بازار ساغریسازان ( با ابنیه قدیمی و تاریخی یادآور دور قدیم شهر رشت است که در محله قدیمی ساغریسازان قرار گرفته است )

و امروزه شهر رشت با دارا بودن مجتمع های مدرن تجاری و مراکز خرید متعدد در جای جای آن باعث جلب توجه خاص برای هموطنان است که از شهر های دور و نزدیک به ویژه سایر شهرهای شمالی  برای خرید بدین شهر سفر میکنند .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

مصاحبه با محمد رضا جودت ـ ۲

متن مصاحبه با معمار ارجمند ایرانی « محمدرضا جودت » پیرامون تطابق هنر مفهومی با معماری مفهومی ـ بخش دوم

این مصاحبه در راستای پژوهشی با همین عنوان در دفتر معماری جودت و همکاران انجام شده است .

س:نکته ای که قابل طرح است اینست که هنرمندان مفهومی درآثارشان به جای اینکه به شئی هنری بپردازند، به اندیشه می پردازند یعنی اصل موضوع را کنار می گذارند ،مثلا در ایده ها و آثار لوکوربوزیه ،بخش هایی از خود معماری می آید ولی قسمت هایی از بیرون می آیند مثل آنهایی که اندیشه اش از بیرون می آید .برای کسانی که به دنبال معماری مفهومی هستند ،این گونه است که اصل می شود همان اندیشه ای که از بیرون می آید ،مثل همین کاری که لیبسکیند کرده است ،درواقع تمامی روندطراحی مثل حرکت در موزه و ... از بیرون می آید ، مثل مسیری که تاریخ یهود را نشان می دهد ویا مسیری که به باغی می رسد که بن بست است و فضایی که به هولوکاست اشاره می کند . آیا می توان به این نوع معماری هایی که این بخشش قوی تر است ،معماری مفهومی گفت؟

  ج: ببینید تا آنجایی که تاریخ معماری مدرن نشان می دهد ، اینچنین بحث های نظری از زمان رایت شروع می شود یعنی آن موقعی که معماری خودش را به عنوان معماری ارگانیک مطرح می کند . برونو زوی هم که از این شخص خوشش می آمد در کتاب "به سوی معماری ارگانیک " خیلی سعی کرد این مساله را بشکافد ، ولی خودش در آنجا اذعان دارد که اصلا موقعی که این کلمه وارد معماری می شود ، آن بی معنی می شود ، یعنی ما چیزی به عنوان معماری ارگانیک که رایت می خواست به کارهای خودش اطلاق کند ، نداریم. هرچند ممکن است که این کلمه ارگانیک در زمینه های دیگر به عنوان صفت ، معنی خاص خودش را داشته باشد . تنها ارزشی که ما می توانیم برای کارهای رایت قایل شویم ، تصور فضایی اوست .زوی در این کتاب قطور پی در پی درمورد آن بحث می کند،تاریخ را می شکافد ، نمونه هایی را می آورد ، مطالبی که در زمینه ی معماری ارگانیک مطرح شده است ، تماما استفاده می کند و خودش در پایان از آن ها نتیجه می گیرد ، حتی دسته بندی می کند که معماری ارگانیک و معماری غیر ارگانیک چیست و در خاتمه این نکته را یادآور می شود . برای چه؟ دلیلش کاملا روشن است . از پدیده های هنری دو پدیده ی معماری و موسیقی انتزاعی اند ، این دو چیزهای ما بعدالطبیعه ندارند . موسیقی صرفا صدا و معماری صرفا فضاست . یعنی مثل نقاشی نیست که هم آبستره یا غیر آبستره و هم فیگوراتیوش وجود داشته باشد. ما این ها را در طبیعت دیده ایم و چشممان به آنها عادت کرده است .به آهنگی در گفتار کلماتمان برخورد کرده ایم که به صورت شعر مطرح شده است . این ها چیزهای ماقبل دارند ولی آن دو چیزی ندارند .یعنی موسیقی که بوجود می آید، کپسسور است که این صداها را باهم ترکیب می کند و یک سمفونی بوجود می آورد .معماری حرکتی غایی می کند و فضایی می بخشد و معماری را بوجود می آورد ، بنابراین یک چیز کاملا تجسمی است و هیچ ربطی به داستان پردازی ندارد . یعنی از مطالب معماری زمان رایت بگذریم و تا مرحله ی دیکانستراکشن بیایم ، هیچ چیزی بدست داده نمی شود ، فقط نظریه های خاصی است که یک مدت کوتاهی مطرح می شود وازبین می رود ، ولی باز آنچه باقی می ماند خود اثر است . شما به اثر که نگاه می کنید ، حالا برچسبش هرچه می خواهد باشد ، آیا به جز مسایل زیبایی شناختی،چیز دیگری می تواند توجه شما را به خود جلب کند ؟ هرگاه بخواهید هر مفهومی به کارتان بتراشید ، بزرگترین ایرادی که جنکز به آیزنمن می گیرد .حتی داستان هایی که در مورد مجتمع مسکونی اش که، آن خط قرمز و یا نقش برجسته ی ورودی و ... نشانه ی چیست ؟ که اشاره می کند از هرکسی که از کنار ساختمات ردشد پرسیدیم که برداشت شما از این ساختمان چیست ؟ می گفت : یک کار پست مدرن بد . پس شما باید در ورودی بایستید و به هرکسی که از آنجا رد می شود فلسفه ی استفاده از رنگ قرمز و... را توضیح دهید. در واقع چیزی بدست داده نمی شود ، چون ما با امری تجسمی و پلاستیک مواجه هستیم و قضاوت ما هم بر آن اساس است . شما اگر از کار لیبسکیند خوشتان می آید ، به علت شهامت و جراءتی است که در آن مقطع زمانی و حتی در همجواری با یک کار کلاسیک این کار را انجام داده است . حالا درست است که بگوییم چنین حرکتی پاسخگو نبوده و حتی می تواند یک حرکت منحصربفرد باشد ،ولی چیزی نیست که قابل تعمیم باشد و مبنا و اصولی به شما نمی دهد ، شما اگر مثل او کار کنید می شوید مقلد ، ولی مثلا فردی مثل لوکوربوزیه که اصولی را با عنوان خودش مطرح کرده و شما طبق آن اصول کار می کنید ولی کسی به شما نمی گوید که مقلد هستید ، کسی به آندو نمی گوید که شما مقلد لوکوربوزیه هستید و دارید کوربوزینی کار می کنید ، چون اصول به شما می دهد ، رهنمود می دهد و کارش را می توانید دنبال کنید . در حد خود این فرد نمی تواند کار خودش را دنبال کند و در کار می ماند . حالا این عنوانی است که بعضی به عنوان کثرت گرایی مطرح می کنند. به قولی اروپائیان از آن رنج می برندکه به علت تاریخ ، فرهنگ و قدمت آنهاست ولی آمریکاییان می گویند که برایمان مهم نیست . که نمونه ی بارز مثالی است که کیپنس در مورد کار فیلیپ جانسون می زند ،10-12 سال پیش در نمایشگاهی ، 6 اثر فیلیپ جانسون را به نمایش گذاشته بودند اگر اشتباه نکنم در دانشگاه ییل ... فردی سوال می کند ما کارهای گذشتگان را می بینیم ، هرچند درظاهر با کارهای امروز باید تفاوت داشته باشد ولی خودمان مثل نخ تسبیح آنها را به هم می دوزیم ...

ادامه دارد....

  

نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

ماسوله . گنجينه ی گيلان

پیش از آنکه شهرهای جدید در گوشه و کنار ایران پدیدار شوند و پیش از آنکه شهرهای تاریخی ایران در نوسازی و بازسازی معاصر تحت تاثیر فرم ها و مدل های جدید ، شکل و شمایل ظاهری شهرهای غربی را بیابند اشکال متنوع استقرار و اسکان مردم ایران زمین جلوه ای دیگر داشت که امروزه تاریخی و شگفت انگیز توصیف می شود. برخی از این شگفتی ها در بافت های تاریخی شهرهای قدیمی ایران با طرز اعجاب آوری به بقای خود ادامه می دهند و برخی دیگر به ورطه ی نابودی سپرده می شوند . فضای روستایی ایران که بستر شکوفایی بخشی مهمی از تمدن گذشته ی ایران زمین است کمابیش در معرض خطر هجوم جریان نوسازی معاصر قرارگرفته است و ناگزیر به سمت و سوی شبیه سازی شهرهای امروزی سوق داده می شود ، اما شگفتا که هنوز بخش قابل توجهی از روستاهای دیرینه و قدیمی ایران که قلب زندگی و فرهنگ گذشته در آنها می تپد به حافظان بی دلیل جلوه های ماندگار میراث فرهنگی و روستایی ایران تبدیل شده اند که اگر به یاری آن ها شتافته نشود در اندک زمان تاریخی از پای درخواهند آمد و بلافاصله بخش مهمی از نمادهای فرهنگی و میراث هنری ایران که همانند گنجینه های بی مانندی در اقصی نقاط کشور جای گرفته اند ، نابود خواهند شد . درجنوب غربی استان گیلان و در دامنه ی جنگلی کوه های تالش در دره ی ماسوله رودخانه ی همرنگ با طبیعت همیشه سبز کوهپایه ای ، شهری زیبا قرار دارد با عمری به بلندای تاریخ . این شهر تاریخی که در 30 کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن واقع شده ، ماسوله نام دارد .

 ماسوله در گذشته به نام خورتاب خانی ، قزل دره و ماسالار خوانده می شد و در مورد کلمه ی ماسوله این روایت وجود دارد که معروف است چون این محل درکنار کوهی به نام ماسالار واقع شده بود به نام (ماسالار) معروف شد و بر اثر گذشت زمان و کثرت استعمال به تدریج ماسوله نامیده شده است .ماسوله در غرب شهرستان فومن و منتهی الیه جنوب غربی استان گیلان و تقاطع سه استان گیلان ، زنجان و اردیبل واقع است . این شهرک تاریخی از قسمت شمال و شمال شرقی به شهرستان ماسال و توابع آن ،از جنوب به پشت کوه خمسه زنجان و از مشرق به جلگه ی فومنات محدود است . موقعیت این شهرک به گونه ایست که از سه طرف شمال ،جنوب و مغرب توسط کوهستان محصور گردیده و فقط از طرف شرق به جلگه ی فومنات کشیده شده است . ماسوله و توابع آن از شمال به جنوب 12 کیلومتر طول و از مشرق به مغرب 30 کیلومتر عرض دارد . مهمترین ویژگی ماسوله وضعیت خاص بناهای این شهرک است . بناهای این شهرک در کناره ی شمالی ماسوله رودخانه ای به طرز زیبا و مهندسی خاص به طرف کوهپایه پیش رفته است . قرار گرفتن خانه ها و دیگر ساختمان ها طوری است که بایک نگاه گویی پلکانی بزرگ از کوه به دره کشیده شده است . این وضعیت ساختمانی باعث شده است که خانه های ماسوله حیاط نداشته باشند و حیاط آنها تحتانی است . ورود و خروج به این شهرک فقط از طریق عبور از بام خانه ها امکان پذیر است و جالب توجه اینکه عبور مردم حتی چهارپایان ازبام این خانه ها بدون اعتراض صاحبخانه ها انجام می شود و این مساله از قدیم جزو قراردادهای اجتماعی حاکم بر ماسوله بوده است .البته ترکیب ساختمان های این شهرک طوری است که خانه های ماسوله دورتادور بازار اصلی شهر بنا شده اند ،از این رو برای رسیدن به بازار ماسوله حتما باید از یکی از محلات ماسوله عبور کرده وگرنه راه دیگری وجود ندارد غیر از بازار ماسوله که در مرکز شهر واقع شده است .

  

نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

 

«آبی که برآسود زمینش بخورد زود          دریا شود آن رود که پیوسته روان است»   
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

concept در فلسفه

«پیش از ورود به هنر و معماری ، این واژه در حوزه های دیگر نیز وارد شده است . در فلسفه آن را به عنوان تصوری تعریف می کنند که گروهی یا دسته ای از اجزا  را با ترکیب کلیه ویژگی های آن ها درخود گنجانده است .concept  یک تصور کلی و ذهنی از تعدادی اجزاست که در ویژگی هایی مشترکند و concept دربردارنده ی تمام آن ویژگی های مشترک است .یکی از معانی conception ابداع یا تدوین یک نقشه اولیه و کلی(ایده) است . مفهوم واژه ی ایده که concept  زیرمجموعه ی آن به حساب می آید ،نیز کلیت و ویژگی های ذاتی را دربردارد . (۱)

(۱) این مطلب بخشی از مقاله ی « Concept : کلی . انتزاعی . ذهنی» که هم اکنون توسط حسام عشقی صنعتی در حال انجام است .

  

نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :

مقاله « Concept : کلی . انتزاعی . ذهني» در حال انجام است .

در این پژوهش ابتدا تعریفی کلی بدون پیش فرض معماری از معنای لغوی واژه ی concept ارائه می شود .سپس به پیشینه ی استفاده از concept و واژه های مشابه در هنر و معماری و در خاتمه به رویکردی نو از concept و تعریف آن پرداخته خواهد شد .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :