حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

کتابخانه ی مرکزی رشت

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

تسلیت به جامعه ی معماری ایران

نادر خلیلی ، معمار خلاق ایرانی الاصل ساکن ایالات متحده و ‌‌پدر ابرخشت جهان ، دیروز دارفانی را وداع گفت .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

آینده ای وخیم برای تهران - (2) تراژدی کلان شهر

خانه‌هایِ ویلایی ِ قدیمی، سست می‌شوند در مقابل عظمت بولدوزرها. می‌شوند برج‌های از نفس‌ افتاده، عمودی، طاقت‌فرسا، با شیشه‌های دودی و رنگی تمام قد. می‌شوند بناهایی با معماریِ نامعلوم، به اسارت کشیده شده، سلیقه‌ای، هر یک به رنگی ساز خود را می‌زنند: معماری‌هایی جدید در ساختمان‌سازی‌های غیر قانونی. می‌شوند آپارتمان‌هایی بی‌شور و حال، که در آن نه خبری از سبزی و طراوت است و نه خبری از ایده‌ها و جایگاه‌های زیبایی‌شناسانه. آپارتمان‌هایی که بی‌رحمانه گیاهان و باغچه‌ها را می‌بلعند. می‌شوند مجتمع‌هایی سخت و سنگی، خشن، یک‌رنگ، متحدالشکل، هم‌چون اردوگاه‌های نظامی. می‌شوند شهرک‌هایی فشرده، راکد، یک‌دست، هم‌چون توده‌های بی‌شکل، مناطق ِحفاظت‌شده.  می‌شوند خانه‌هایی کاذب: قیافه‌های کاذب، سقف‌های کاذب، روشنایی‌های کاذب. می‌شوند خانه‌هایی با فقر و فلاکت، با جمعیت‌های چندین نفره در فضایی محدود، یا ویلاهایی رویایی و بزرگ با استخر و سونا و جکوزی.
این‌جا شهری قطبی شده است: شمال و جنوب، پایین‌شهر و بالاشهر. هوای پاکیزه‌‌اش، برف‌‌اش، آب‌های تصفیه‌شده‌اش، صبح‌های سرخوش‌اش قسمت بالاشهری‌ها می‌شود و دود و دم‌اش می‌ماند برای پایین‌شهری‌ها.
بزرگراه‌ها و آزادراه‌های این‌جا دیکتاتورند، با تخریب متولد شده‌اند: یا حاصل تخریب درختان‌ اند و یا حاصل تخریب خانه‌ها. احتمالاً کمی که بگذرد دیگر از کوچه‌باغ‌ها خبری نخواهد بود.
پل‌های هوایی این‌جا اتیکت شرکت‌های تجاری‌اند، آویز تبلیغات‌اند، دکور‌اند. اغلب محلی هستند برای خواب بی‌خانمان‌ها و معتادها، یا گدایی فقیران یا دستفروشی بینوایان. وجودشان اغلب به سخره گرفته می‌شود: مردم درست از زیر پل‌ها عبور می‌کنند. این‌جا طبیعت هم گاهی پل‌ها را به سخره می‌گیرد: اغلب آنها پس از هر برف و باران غیرقابل استفاده می‌شوند. پل‌های هوایی این‌جا هم گرفتار دنیای قطبی شده ا‌ست: پل‌های پایین‌شهری و بالاشهری.
این‌جا خیابان‌های انقلابی دارد. کوچه‌ها، خیابان‌ها و بزرگراه‌ها پشت قباله‌ی ِ نام ِ شهیدان شده‌اند. پیاده‌روها مظلوم‌اند و ساکت. یا مورد هجوم موتورسوارها قرار می‌گیرند و یا ادامه‌ی مغازه‌ها می‌شوند: ویترین میوه‌ها، ماهی‌ها، محل کسب و کار دستفروش‌های متحرک. این‌جا سلطه‌ی ماشین‌ها برقرار است، قوانین رانندگی‌اش فردی شده است و سرعت حرف اول را می‌زند. نظریه‌پردازان دانشگاهی، اتوبوسی و مترویی خبر از تبدیل قریب‌الوقوع شهر به پارکینگی بزرگ را می‌دهند! فاضلاب‌های این‌جا مهمان‌نوازند، سال‌هاست میزبان موش‌های درشت‌هیکل شده‌اند.
مراکز خرید این‌جا مرکزگریزاند، محل ِ پرسه‌زنی وعرضه‌ی تشعشعات مصرف. گالری‌های هنری و نمایشگاه‌ها _محل عرضه‌ی هنرها، محل تمایزها و برتری‌ها شده‌اند. ماهواره‌های این‌جا اما شمال و جنوب نمی‌شناسد، بالای هر پشت‌بامی پر از دیش‌هایی است که هرزگاهی تلنگرهای نابودی می‌خورند، جمع می‌شوند و دوباره باز برمی‌گردند سر جای خودشان.
این‌جا خفاش شب دارد، این‌جا پر از موش‌های کوری‌ست که در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و در حال شکار‌اند. این‌جا هیچ‌کس مسئولیت زباله‌هایش را بر عهده نمی‌گیرد. این‌جا اعتمادهای کاغذی موج می‌زند. استراتژی دوستی، استراتژی پول است. این‌جا پر از موبدان مخفی است. این‌جا مکان‌ها به همه چیز شبیه‌اند جز آنی که باید باشند. الگوی فضای عمومی و خصوصی ِ این‌جا توهمی بازیگوشانه است، و شهرسازی علمی منزوی شده. این‌جا بازنمودها در خفا جایگزین واقعیت می‌شوند: شبه‌دانشگاه، شبه‌موزه، شبه‌رسانه. این‌جا مافیای دانشگاهی دارد، مافیای رسانه‌ای دارد. این‌جا گروه‌های اجتماعی در حال نابودی‌اند. این‌جا حقیقت‌سنج‌های حقیقت‌زدا دارد. این‌جا مراسم اعدامِ مجلل دارد در ملأعام.
آدمیانِ این‌جا اغلب لباس‌های تیره می‌پوشند، سیاهی لباس‌شان آرام آرام به درون‌شان نیز رخنه می‌کند. آدمیان این‌جا با دودهای شهر به پوچی می‌رسند و آهسته مضمحل می‌شوند. آدمیان این‌جا به دنبال تفریح‌اند و مدام به یکدیگر می‌خندند. آدمیان این‌جا در خفقان، کارناوال‌های شادی راه می‌اندازند: شادی‌های انتخاباتی، شادی‌های فوتبالی، شادی‌های سرمستانه از افتتاح فروشگاه‌ها، کارناوال‌های عاشورایی. آدمیان این‌جا در خفا، کارناوال‌های تخریب راه می‌اندازند. آدمیان این‌جا فراموش کرده‌اند زلزله‌ای سهمگین آن‌ها را خواهد بلعید، و همچنان مشغول مکاشفه‌های عیب‌یابی اطرافیان‌‌شان هستند. آدمیان این‌جا فراموش‌کارند: فراموشی، قانون زندگی زنده‌گان است. آدمیان این‌جا بی‌حوصله‌اند، با خودشان بلندبلند حرف می‌زنند، سرگرم هجوهای مُنزَل‌اند و با سرخوردگی به لودگی مشغول‌اند. آدمیان این‌جا به زمین و زمان و اطرافیان‌شان تف می‌اندازند. آدمیان این‌جا اغلب مترصد فرصتی برای بازی دوئل هستند. آدمیان این‌جا سرگرم زیبایی‌های دست‌کاری شده‌اند: با لنزهای سبز و آبی، با دماغ‌های سربالایِ قسطی. آدمیان این‌جا کابوس‌های ناامنی‌شان را با قفل‌های الکترونی خط می‌زنند. آدمیان این‌جا زود خاکستری می‌شوند و هنرمندان‌اش زود گوشه‌گیر. خانه‌ها، ماشین‌ها، آدمیان و رابطه‌ها در این‌جا زود مستهلک می‌شوند.
این‌جا تهران است، سست و کرخت‌شده. کلان‌شهری پرگسل، کلان‌شهری پرگسست، کلان‌شهری که فریب مدرن را خورده است.

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

برنامه ی زمانبندی روز دوم (نهایی) همایش و نمایشگاه مدرسه ایرانی – معماری ایرانی

8.30-9.15 : سخنرانی آقای دکتر غفاری با موضوع " فرآیند طراحی و مدل مقابلات میان تخصصی در طراحی مدرسه " .

9.15-9.35 : سخنرانی آقای مهندس جلال زاده با موضوع " مهندسی ارزش ذاتی در معماری سنتی ایران " .

9.50-11.15 : میزگرد مدارس زیبا -کارا- ایستا ( مهندس میرحیدر ، مهندس شیخ زین الدین ، مهندس صفامنش ، مهندس خسروی ) .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

مسابقه : طراحی نماد مدرسه ی ایرانی

Competition : Design of Persian Academy Symbol

آبان ماه سال جاری در مسابقه ای از طرف سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور تحت عنوان « طراحی نماد مدرسه ی ایرانی » شرکت کرده بودم . طبق برنامه ی قبلی قرار بود ، آثار با برپایی نمایشگاهی در معرض نمایش عموم قرار بگیرد . در نامه ای که این هفته از طرف معاونت عمرانی وزیر و رییس سازمان مذکور به دستم رسید به مراسم افتتاحیه ی دومین همایش و نمایشگاه « مدرسه ایرانی و معماری ایرانی » دعوت شدم . احتمالا قضاوت و انتخاب آثار برتر ، در ایام برگزاری نمایشگاه انجام خواهد شد.

زمان : 11 اسفندماه 1386 ، ساعت 8 صبح

مکان : نگارخانه ی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران 

پس از اعلام نتایج ، در یادداشتی جداگانه به معرفی طرح پیشنهادی ام خواهم پرداخت .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

English Proficiency Test : University Of Tehran

UTEPT 

21feb 2008 – 8:30 AM

Structure And Written Expression : 40 Items

Vocabulary : 25 Items

Reading Comprehension : 35 Items

In 100min

 

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

امید در پهنه ی معماری امروز ایران

Expectancy In Width Of Iran Today Architecture

آخرین جلسه سال86 نقد معماری امروز ایران که یکی از جلسات جالب توجه و بی نظیر با حضور دو آرشیتکت جوان ایرانی مهندس کلانتری و مهندس دباغ بود دیروز با مدیریت دکتر ایمان رئیسی در خانه ی هنرمندان ایران برگزار شد . از نکات قابل اشاره آثار شاخص این گروه طراحی و اتحادی بود که در سال های متوالی بین اعضای آن وجود داشت . این همکاری پس از گذشت 17 سال با نتیجه ای سازنده و رو به رشد را می توان پدیده ای نوظهور در معماری ایران دانست . جمعی از اعضا نظیر سام طهرانچی ، ارشیا محمودی ، سپیده کسمایی و ...که جملگی از فارغ التحصیلان همدوره از دانشگاه شهید بهشتی بودند گاها ولی همچنان بصورت مستقیم و غیر مستقیم باهم همکاری داشته و دارند . به قول بهرام کلانتری که گفت :"ما دوست داشتیم که گروهی و باهم کار کنیم".

 جامعه ی معماری با حضور در این جلسه با رویکرد علم و مطالعه و نقش آنها در فرآیند خلاقه ی طراحی بیش از پیش آشنا شدند و معماران ، آنها را به این نکته آگاه و متقاعد نمودند که این چنین طراحی معماری با سلیقه بیگانه است و نقد آن هم محتاج به مطالعه همه جانبه در مسیر مربوط خواهد بود .

طراحی پارامتریک قطعا برجسته ترین نکته ی اشاره نشده در این جلسه بود ، چگونگی مقابله با پروژه ، توجه ویژه به پارامترهای وارد شده به پروژه و نیز استفاده به جا از آنها در تولید Pattern به عنوان اولین گام در فرآیند طراحی آثار این دو معمار ، به روشنی قابل رویت بود . نکته جالب اینجا بود که واژه ی پارامتر فقط یکبار توسط کوروش دباغ استفاده شد .

 واژگانی که دو معمار از آن استفاده می کردند کمتر به گوش آشنا بود و بقیه مستمع بودند و در حال یادگیری از این کلاس درس . معمار باهوش جلسه کلانتری تمامی نقد ها وسوالات را بدقت شنیده و یادداشت می کرد و پاسخ می داد . مانیفستی که گروه آراد طی یک لیست برای طراحی در خلق اثر یا بقولی Creation ارائه داد چیزی دور از انتظار از یک گروه معماران ایرانی بود ،اگرچه به انتقاد بحق مدیر جلسه باید در قالب دیاگرام نه بصورت سلسله مراتبی ارائه می شد . در حقیقت دو معمار Component Material های خود را ساختاری فضایی در قالب المان هایی معرفی نمودند که با استفاده از تکنیک ها و استراتژی هایی نظیر Extrusion ، Coextensive، Striation ،Smoothing  و ... به تولید حجم منتهی می شود . بطور خلاصه خواندن متن ، تست کردن پروژه از لحاظ عملکردی ، کنترل نمودن اقلیم و امکانات سایت ، و در بقیه ی ماجرا رایانه به عنوان همکار طراحان نقش آفرینی می نمود .

به عقیده ی نگارنده ، در ایران تاکنون تلاش های اندکی در این جنبه از فرآیند طراحی صورت پذیرفته که هم اکنون بصورت جامع و مکتوب در دسترس نیست . بعضا واژه ها پس از ترجمه بفارسی رنگ می بازند و گاها جمعیت کثیری از جامعه ی معماری باآنها بیگانه اند . با توجه به منابع اندک موجود در زبان فارسی و کژفهمی های غیرقابل باور در ادبیات معماری ایران پیرامون مضامین ماهوی این روش ، معماران ایرانی کمتر به این مفاهیم نزدیک شده و از آن در مسیر طراحی معماری استفاده می کنند . این جلسه ی در این باره حقیقتا دلگرم کننده بود .

در پایان می توان به حضور جالب توجه و دیدار بسیار صمیمانه ی وبلاگ نویسان معمار نظیر علیرضا تغابنی ، آزاده شاهچراغی ، نصیر زرین پناه ، مزدک مژدهی ، نیلوفرخالواسماعیلی ، علیرضا خوارزمی نژاد و فراز سلیمانی  اشاره کرد .

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :