حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

خانواده وکارآفرینی*

:::در راستای برگزاری کلاس های کارآفرینی در دانشگاه هنر

کارآفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است . مروری برادبیات کارآفرینی نشان می دهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت ونقش کارآفرینی در شکل گیری تحولات اقتصادی در جوامع ، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی واجتماعی کارآفرینان پرداختند . خانواده ، کانونی است که در شکل گیری این ویژگیها ، می تواند نقش حیاتی ایفا کند .در جوامع سنتی که مردان نقش "نان آوری" وزنان نقش "خانه داری وتربیت فرزندان " را برعهده داشتند، انتقال ایده کسب وکار بیشتر از طرف مرد صورت می گرفت ؛ ساختار جدید خانواده در جامعه امروز وبه تبع آن خروج زن از خانه ، ظهور جلوه های تازه ای از بروز خلاقیت ونوآوری را در هر دوجنس زن ومرد باعث شد.بدنبال این تغییر نگرش ؛ شیوه تولید ، سبک زندگی ونقش های والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد .به شکلی که هرکدام از والدین با رفتار خود می توانند در رشد اعتماد به نفس ، خلق ایده های جدید در خانواده وتعیین مسیر شغلی فرزندان ، نقش های اساسی را ایفاء کنند. اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که خانواده از نظر کمی وکیفی می تواند کانون اصلی اندیشه کاروتلاش وپرورش روحیه خلق ایده وکار در افراد باشد .تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد وساحت های حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست . وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر ومؤثردر عرصه کاروتولید در جامعه ظاهر شوند ، کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت وسویی ترغیب می نماید می نماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم وثمر بخش به ادامه شغل والدین ویا حرفه ای جدیدتر سوق دهد . برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار وتسخیر فضاهای جدید،ارزش تلقی می شود.چنین طرز تلقی ازدنیای پیرامون ، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده ای نو واستقلال اقتصادی وکسب موفقیت ، دگرگون می سازد . در این مرحله ، نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان می گذارد چه بسا بتواند از تجربیات ورهنمود های والدین واحتمالاً حمایت مالی واجتماعی آنها بهره مند شود .اینجاست که معیارها وارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل وچراغ راه او در مسیر کاروتلاش واقع می شود .وظیفه اصلی والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند وهدایت او در مسیر مطلوب ، آغاز توأم با موفقیت را در راه اندازی کسب وکار به همراه خواهد داشت . میزان تحصیلات ، نوع شغل والدین ، ساخت خانواده ، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان ) ، درآمد خانواده ومیزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری "فرهنگ کار"در خانواده می تواند تأثیر داشته باشد . انسانهای متفاوت ، توانمندیهای متفاوتی دارندکه اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند ، می توانند با خلق ایده های جدید خود ، تغییر درروند تولید وبالطبع تغییر در فرایند تکنولوژی را آسان کنند.

 

مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده

1- مراحل نهادینه کردن "فرهنگ کارآفرینی " :

خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات ، آئین ها ورفتار های اجتماعی می تواند نقش ثمر بخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل :" توفیق طلبی ،" استقلال طلبی "، و"خطر پذیری"در عرصه فعالیت اقتصادی وهمسازی با واقعیت های کاری در جامعه ، به اعضاء خود ارزانی دارد. نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود وچگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شکل گیری آینده شغلی آنها ، می تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد .مثلا ً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت وایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشیده شود ، نوجوان در چنین شرایطی ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده می سازد .در ادامه چنین فرآیند ذهنی ، فرد بدنبال راههای دستیابی به چنین موقعیتی است . او موقعیتهای متفاوت را باهم مقایسه می کند؛ شبیه سازی ذهنی انجام می دهد ؛به پرس وجومی پردازد ؛ وگاهی اوقات در نشریات ، کتب ، محیط مدرسه وحتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال می کند . آنگاه ، فرد با آگاهی ازارزش کاروتلاش آماده است بخش بزرگی از خواسته ها ، آرمانها وارزشهای مورد نظر خانواده خودرا به محک تجربه بگذارد .

2- تعیین مسیر شغلی فضای درون خانواده ، خصوصا ً رهنمودهای والدین به فرزندان ، این امکان را به آنها می دهد تا با گسستن از عادات ومعتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده ، رفتار جدیدی را موردکندوکاو قرارداده وخود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتوانند برفراز خواسته ها وآرزوهای ذهنی خود ومنطبق برنظامهای مدرن پروبال بزنند واز نفوذ وسلطه اندیشه وروشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند .در ادامه چنین روندی ، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید وخلق ارزش در جامعه خواهد شد .در این ارتباط ، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود وهدایت آنها در مسیر شغلی ، نقش مهمی در شناسایی وپرورش افراد خلاق وکارآفرین در جامعه ایفاء می کنند .
3- توانمند سازی (یادگیری فن آوریهای جدید )حمایت وتشویق والدین جهت یادگیری فن آوریهای جدید از جمله فن آوریهای تکنولوژیکی واطلاعاتی ومعرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالارا برای فرزندان فراهم می سازد ، آنان را علاوه بر نقش آفرینی در درون خانواده ، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کارمفید وبهره وری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها ورفتارهای کلیشه ای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی واجتماعی وتشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی واجتماعی ، آنان را افرادی کارآمد وهدفمند می پروراند . زیرا پیروی از کلیشه های سنتی وتکراری در عرصه های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت می تواند مفید واقع شود.

4- راه اندازی واداره کسب وکار اقتصادی در این مرحله ، فرد باارزیابی مشاغل متناسب با خواسته های خود وخانواده ، به خلق ایده در زمینه کارو فعالیت می پردازد ؛ چارچوب فکری خودرادرقالب طرح کسب وکار به جامعه عرضه می کند ؛ سپس ، با مدیریت خودفعالیت اقتصادی را آغاز می کند . دراین مرحله ، والدین بااستفاده از تجارب خود می توانند فرزندشان را جهت اداره کسب وکاریاری کنند .هرچند ممکن است این نیازصرفا ًمتوجه حمایت های مالی آنها نباشد .باادامه حمایت خانواده وتقویت روحیه کارآفرینی درفرزندان به منظور راه اندازی ومدیریت کسب وکار اقتصادی توسط آنان ، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد :

v                  ایجادوتوسعه اشتغال در بخش های اقتصادی کشور وبه تبع آن استقلال اقتصادی خانواده ها

v                   دگرگونی درروند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته وبدنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف

v                   تنوع شغلی وایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی

v                  بسط وتوسعه صادرات با اتکاء به منابع موجود در کشور

v                  کاهش نرخ بیکاری وتورم وبدنبال آن کاهش آسیب های اجتماعی در جامعه

 

نتیجه گیری

کارآفرینی ، کانون ومرکز ثقل کاروتلاش وپیشرفت در عرصه مدرنیته تلقی می شود . ما بدون توجه کافی به مقوله " توسعه فرهنگ کارآفرینی " نمی توانیم به شاخص های رشد وتوسعه که از طریق تغییر در روند تولید ، بهره وری وتوان افزایی فنی وصنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می شود ، دست یابیم در گذر از مرحله سنتی به صنعتی باید به توانمندیها وقابلیت های فردی کارآفرینان در بهره گیری از منابع طبیعی وبکار گیری تکنولوژی مدرن اهتمام ویژه ای قائل شویم . زیرا ، آنها با بکارگیری روش های جدید در بازار ، خودرا برای استفاده بهینه از ابزار ودستیابی به کیفیت مطلوب کالا وخدمات آماده می سازند . کارآفرینی ، فرآیندی اکتسابی است وخانواده در شکل گیری این فرآیند نقش اساسی را ایفاء می کند . زیرا ، خانواده می تواند عنصر پویایی وتحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند به شکلی که" فرد" و"جامعه " در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند وقالب های اجتماعی نوآورانه شکل گیرد . نقش واهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی ، در ایجاد روحیه خلاقیت ونوآوری در افراد ، گسترش روحیه کارآفرینی وتوسعه کسب وکار جدید در جامعه ، انکار ناپذیر است ، به طوری که در زمینه فعالیت اقتصادی ، خانواده می تواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت وسویی سوق دهد که آنها را از مشکلات پیش رو از جمله ؛ بیکاری، فقر ، اعتیاد ، فساد و... برهاند وآنها را در مسیر های شغلی که مولد سرمایه وفرصت های جدید است ، هدایت نماید . زیرا ، خانواده علاوه برنقش تولید نسل وپرورش ابعاد عاطفی واخلاقی فرزندان ، به عنوان کانونی برای رشد وپرورش اندیشه خود باوری ، اعتماد به نفس وخود شکوفایی در فرزندان ، نقش بسیارموثری در راه اندازی کسب وکار اقتصادی وتوسعه فعالیت های شغلی در جامعه خواهد داشت .

*با تشکر فراوان از سرکار خانم دکتر عارف نیا رئیس مرکز کارآفرینی دانشگاه هنر تهران

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :