حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

چگونه رياضيات را به دانشي دلچسب تبديل كنيم؟

 http://www.azmoon.orgبه نقل از   
بيست و شش سال اخير كه مستقيم و غيرمستقيم با رياضيات سر و كار داشته ام، چه در دوران مدرسه و دانشگاه و چه به عنوان دبير رياضيات در مدارس، يك پرسش بي جواب چون سايه همه جا مرا دنبال كرده است: «رياضياتي كه مي خوانيم به چه دردمان مي خورد؟

در دبيرستان يك درد بزرگ داشتيم: «كنكور»! و البته رياضيات با ضريب بالايي كه داشت درمان مناسبي براي كاهش اين درد بود، ولي خود رياضيات هم درد كمي نبود. در دانشگاه فني مهندسي، جايگاه والاي رياضيات، صد البته نيازي به يادآوري نداشت. رياضيات مهندسي، محاسبات عددي، تبديلات لاپلاس و فوريه، معادلات پواسن و دهها عنوان و موضوع پرطمطراق ديگر.
گرايش الكترونيك رشته برق مي توانست از اين سرمايه هاي رياضيات به خوبي در شبيه سازي ترانزيستورها، طراحي مدارات داخلي آي سي ها، فيلترها و.... بهره ببرد ولي «فوت آخر» را نه من و نه قريب به اتفاق دانشجويان اين رشته ندانستند.
باري شعبده روزگار و بخت يار ميز تستينگ و اسيلوسكوپ و هويه و ديگر ادوات فني را به گچ و تخته و ميز آموزگاري بدل كرد. تدريس مهندس سابق و معلم ناشي كه حتي يك واحد درسي در ارتباط با تدريس نگذرانده است، خود داستان ديگريست كه از بيانش چشم مي پوشم.سؤال بي جواب ذهنم يعني «رياضيات به چه درد مي خورد» را بارها و بارها از زبان دانش آموزان خوب، متوسط يا ضعيف مي شنيدم.
«
رياضيات در رشته هاي فني بسيار كاربرد دارد، مثلاًً طراحي مدارات داخلي آسي ها، ترانزيستورها، طراحي و ساخت پل ها و آسمان خراش ها و....» دانش آموزان بي چاره كه با شنيدن كاربردهاي ناآشنا و عجيب و غريب رياضيات به طور ضمني، متهم به ناداني و ناآگاهي شده بودند با تكان دادن سر، دل خود و خاطر مرا خوش مي كردند و كسي جرات پيدا نمي كرد بپرسد: خانم چطور كاربرد دارد. شما خودتان مي دانيد؟
وسوسه تحصيل علم يك بار ديگر جايگاه معلمي را با جايگاه دانشجويي تعويض كرد. اين بار در رشته اي كه واقعاً با شغلم در ارتباط بود: آموزش رياضي. در كنار اهداف ديگر باز هم به دنبال پاسخ همان پرسش بودم و اين بار در دانشگاه. پس از طي دوران تحصيل و فراغت از آن، يك پرسش بي جواب به دو پرسش تبديل شده بود:«رياضيات به چه درد مي خورد؟» و «آموزش رياضيات به چه درد مي خورد؟
رنج سرخوردگي از يافتن آ نچه به دنبالش بودم، ذهن و بيان مرا در پاسخ به همان سؤال بي جواب تلطيف نموده بود: «رياضيات ذهن آدمي را باز مي كند، رابطه زيادي با هنر و عرفان دارد. شما اگر ياد بگيريد چگونه يك مسأله رياضي را درست حل كنيد، مسائل زندگي را هم درست حل مي كنيد...» و باز در دل دعا مي كردم دانش آموز شجاعي نپرسد كه بتهوون يا ابوسعيد ابوالخير چه سهمي از رياضياتي هم سنخ رياضيات امروز ما را داشتند كه آنها را به آن درجه از مقام رسانده بود؟ و يا اينكه: «خانم شما خودتان چقدر از تفكر رياضي خود در حل مشكلات زندگي بهره جسته ايد؟( كه البته رنگ رخساره خبر مي دهد از سر درون!)»
مراحل حل مسأله شونفلد و پوليا، ساخت و سازگرايي، رفتارگرايي و نظريه هاي آموزش رياضي از هر نوعي، نمي توانست من و دانش آموزان مرا قانع كند كه مي توان مطالب و ايده هاي رياضيات را كه طي قرنها شكل گرفته اند، با آن حجم سنگين كتب درسي، در يك دوره كوتاه مدت مدرسه اي آموخت، دروني كرد و در جهان واقعي به كار گرفت.
حقيقت امر اين است كه كاربردهاي تصنعي و شسته و رفته اي كه براي موضوعات رياضي در گوشه كنار برنامه هاي درسي گنجانده شده اند، هرگز آن قدر جذاب و چالش برانگيز نيست كه زندگي روحي و فكري دانش آموز را براي حتي مدتي كوتاه عميقاً درگير خود سازد. دنياي واقعي و برگزيده اي كه به رياضيات مدرسه اي تحميل شده است به اندازه دنياي واقعي و ساده دانش آموزاني كه مي خواهند رياضيات را به نحوي با آن ارتباط دهند، واقعي نيست. پرسش اينجاست كه آيا در آموزش بايد دنياي واقعي را با رياضيات ارتباط داد يا رياضيات را با دنياي واقعي؟ >
در حالت اول، مدل ها داراي ارزشند و در حالت دوم مدلسازي. در حالت اول رياضيات تدريس مي شود و سپس احتمالاً كاربردهايي از جهان واقعي براي آن گزينش و انتخاب مي شود. مسائل و كاربردهايي كه شايد براي دانش آموزان ما هرگز در حكم يك نياز نباشد، هرگز دانش آموزان را براي حل، به چالش وا ندارد.در حالت دوم ابتدا مسأله اي از جهان واقعي معرفي مي گردد كه دانش آموزان اهميت آن را درك نموده اند، سپس براي حل بهينه آن رياضيات به كار گرفته مي شود، رياضياتي كه كليد حل مسأله است و دانش آموز را از نزديك درگير مراحل حل مسأله مي نمايد.
مسأله كاربرد رياضيات يا رياضيات كاربردي در آموزش جهاني نيز مطرح است. ناكامي رويكرد رياضيات جديد در رسيدن به اهداف خود ، جامعه جهاني را به فكر جبران مافات انداخت. رياضيات جديد كه در دهه شصت ميلادي مطرح گشت مفاهيم انتزاعي، مجرد و محض رياضيات را موضوع آموزش قرار داده بود، ولي نتايج تحقيقات نشان مي داد دانش آموزان آنچنان كه انتظار مي رفت اين مفاهيم پايه را درك ننموده اند. بنابراين ديدگاه جهان در آموزش رياضي معطوف به كاربردهاي آن گشت.
بحث امروز آموزش در جهان، معرفي كاربردهاي رياضيات در مسائل فيزيك يا هر نوع مسأله واقعي نيست.بحث بر سر يافتن ارتباط بين مدل هاي رياضي و مسائل جهان واقعي نيست، بلكه آنچه حائز اهميت است مراحل كاربرد است، مدلسازي مهمتر از مدل هاست. هانس فرودنتال مي گويد: امروزه مهم نيست به دانش آموزان رياضيات كاربردي تدريس كنيم، بلكه بايد چگونگي كاربرد رياضيات را آموزش دهيم. آموزگاران بايد بيشترين وقت خود را صرف پاسخ به اين پرسش كنند كه «چگونه رياضياتي تدريس كنيم كه مفيد واقع شود؟»
در آمريكا يك سازمان اجتماعي كوچك به نام «ياكا» با بودجه سرانه بين پنجاه تا صد هزار دلار، پروژه هاي كوچك شهري را انجام مي دهد. اين پروژه ها اغلب در رابطه با خانواده هاي كم درآمد سياهپوست و جوانان آمريكاي لاتين است كه بودجه آن از طريق كليسا و سازمان هاي خيريه تأمين مي شود .

ادامه دارد...

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها :