حسام عشقی صنعتی

Hesam Eshghi Sanati

ترجمه - مکانيزم ادراک بصری با رويکردی در علم رياضيات(۲)

این اعداد ساده لوح ، نامزد الگوشدن برای ادراک نیستند . من صرفا آن ها را در اثبات این {قضیه} بکاربردم که چگونه ترکیبات شامل اطلاعات نادرست به سرعت به عنوان عناصر نادرستی که معرفی شده اند .

در طول حل یک مسئله ، اطلاعات صحیح و مناسب ، البته ، به شدت مهم هستند . یک مانع ذهنی که ممکن است حل کننده ی مسئله[1] را از دریافت موزون و مقتضی در ساخت [2]که می تواند مصیبت آمیز باشد ، باز دارد . مهندسان مکانیک با مانعی در مقابل مهندسی یا مهندسان برق با مانعی در مقابل مهندسی مکانیک می توانند چیزهای غیرمتجانس[3]  طراحی نمایند . نظیر دستگاه تلویزیون مکانیکی یا سیستم های انتقال قدرت الکتریکی پیچیده ، بطوریکه انواع مکانیکی ساده ی آن ، ارزان تر و معتبرتر هستند . مردمی که به طور موافق بر ریاضیات کاربردی[4] پافشاری می کنند ، توانایی هایشان در حل مسئله را بوسیله ی منع شدن از داده ی کمی مفید ، محدود می نمایند . درست همانند مردمی که درمقابل نظر به درون دادهای زیبایی شناسی ، احساسی و کیفی در تصمیم گیری ، همچنین محدود کردن قابلیت حل مسئله شان ، بوسیله ی امتناع از دریافت اغلب اطلاعات مفید ، منع شده اند . مهندسانی که از زیبایی شناسی ای ناراحت هستند که می تواند بطوری برجسته تجهیزاتی غیرانسانی و زشت بسازد که به عنوان یک بخش مطلب ، حتی به خوبی فروش نمی رود . محیط شناسانی که از توسل به سرشماری ها و حقایق کیفی چشم پوشی می نمایند ، نمی توانند در راه حل های تاثیرگذار طراحی در مسایل محیطی ، بسی سودبخش باشند .

هرچند عدم توافق در اینست که اطلاعات عموما در تمامی مراحل حل مسئله ، پرارزش اند . یک مکتب حاصل از اندیشه ای که یکی از بدترین دشمنان نوآوری را حمایت می کند ، اثر گسترده ای از وجود راه حل هایی در تفکر ادراکی ست . این مکتبی ست که می گوید : " تفکر در روش های متبادل برزمین انداختن درختان کوچک ، دشوار است اگر کسی زمان زیادی از وقت را صرف تابانیدن یک تبر کرده باشد ." من به خوبی نسبت به مهندس مبتکری که عمل کردن با ذهن" پاک"[5] را بسیار مهم می یابد ، آگاه هستم – او از یادگیری هرچیز درباره ی امر سابق راه حل های وابسته به مسائلش دوری می کند . اگرچه من بطوری مساوی مهندس سودبخش دیگری را می شناسم که در یادگیری هرچیزی تلاش زیادی می کند که می تواند درباره ی هر رشد سابقی که حتی به روشنی وابسته به مسئله اش است ، به نظر رسد . ( یک ذهن " ناپاک"[6] ( ? صحیح است که اگر کسی چیزی درباره ی تبرها نداند ، ممکن است راه حل اش برای بر زمین انداختن درختان کوچک ، اختراع دوباره ی تبر باشد . او همچنین منکر استفاده از تبر به عنوان منبعی از مفاهیم افزوده است .

به عقیده ی من ، حالت آرمانی در حل مسئله ، توانا بودن در استفاده از دیدگاه ذهن پاک در یک مسئله است ، حتی باوجود اینکه ذهن کسی با اطلاعات انباشته شده باشد ، من البته به برتری های خودم متمایل هستم . بطوریکه سابقا پذیرفته شده ام ، روشم را از آغاز تا انتهای مسائل نالیدم ، به جای حل آن ها در تلالویی بدون تقلا از بینش . اطلاعات بیشتری درباره ی مسئله و تلاش های قبلی برای حل آن دارم که برای انجام مسئله بهتر است . هرچند ، بعضی مواقع در فرآیند حل مسئله لازم است این اطلاعات را در آغوش حفظ کنیم . بویژه ، برای مثال ، هنگامی که کار با تکنولوژی پیشرفته ، موقعیت های کسب و کارهای پیچیده یا واکنش های میان فردی باشد ، میزان وسیعی از اطلاعات لازم است . هرچند این اطلاعات فراوان بکرات می تواند ، مانع فرد از دیدن راه حل های خیلی ظریف شود . اطلاعات سبب می شود ، فرد ماهر گردد ، و  ویلیام گوردون[7] درsynectics [8] درباره ی این مهارت می گوید : " معناشناسی تخصص یافته از دانش محقق ، قراردادهایی را تشکیل می دهد که واقعیت را انتزاعی و دست دوم می سازد . قراردادهای عالمانه می تواند {همانند}سنگر بدون پنجره ای باشد که مانع دیدن جهان از راه های نو می شود ."

من باور دارم که ماهر شدن و مشاهده ی مداوم جهان از راه های نو ممکن است . فردی که به هیچ کسی محتاج نیست ، به تنهایی در جزیره ی بیابانی[9] بزرگ می شود ، وی برای اختراع کردن چیز بهتر باید گشاینده باشد . فردی که با مردم همراه است ، کسی ست که نه فقط کاملا در باب پدیده های الکتریکی ، مکانیکی ، فیزیکی و شیمیایی و هرنوع دیگری از آن ها ، هوشمند و بااطلاع است ، بلکه همچنین به دقت وابسته{شریک} به گشاینده های لزوما حاضر است . لازم است که این مردم شایستگی دیدن عالم در روش های جدید را با وجود همه ی دانش پیشین شان داشته باشند . اگر آن ها بتوانند این امر را به انجام رسانند ، از افراد ساکن جزیره ی بیابانی بهتر عمل می کنند .

 

موانع بیانگر

اکنون به موانع بیانگر برمی گردیم ، اجازه دهید تا با انجام تمرینی ساده ،بحث را آغاز نمائیم .

تمرین : این {تمرین}به شما برای یافتن (یا ساختن)هدفی ساده که شکل نتواند با نامی مرسوم تشریح شود ، نیاز دارد . این می تواند یک بلوک با برشی از کنج و یک شیار در امتداد رویه ی آن ، قسمتی از یک ماشین یا هر نوع دیگر از هدفی با شکلی سه بعدی ساده در عین حال نامنظم باشد . از مداد ، قیچی ، یک بطری آب نیروبخش یا هرنوع چیز دیگر مفید ومشهوری که شکلش شبیه بقیه است ، استفاده نکنید . چند نفر پیدا کنید ، اشیایی که انتخاب کردید را در یک کیسه ی کاغذی بزرگ قرار دهید ، یکی از افراد را انتخاب کنید تا دستش را بدون نگاه کردن به اشیا در داخل کیسه قرار دهد و اشیا را برای سایر افرادی که مشغول ترسیم آن ها هستند ، شرح دهد .

این تمرین به طور شگفت آوری دشوار است . فقدان پس خوراند در حلقه ی ارتباط، البته یک شرکت کننده در آن است . بعضا پس خوراند با اجازه گرفتن از ترسیمات شی برای پرسش از تشریح کننده هستند . اگرچه تمرین زمانی بسیار موثر خواهد بود که پرسش از قبل تعیین نشده باشد .  تمرین به این خاطر دشوار است که شناختن شکل ها بوسیله ی احساس آسان نیست . هرچند دشواری عمده محتملا تشریح فیزیکی شی بصورت شفاهی است . اگر داوطلب شما بقانون ریاضی جایگزین گشت و برحسب مختصات x-y-z یا دیگر تکنیک های توصیف سطح هندسی ارتباط حاصل نمود ،آن ها در انجام این تکلیف بهتر خواهند بود . هرچند ، اگر دیدگاه کلامی رایج استفاده شود ( e.g " کف ، مکانی مثلثی با برشی از کنج است و سپس ضلعی کوتاه از گوشه ی بریده شده بالا می رود " ) تکلیف به شدت دشوار است . دلیل دیگر برای دشواری تمرین ، این است که قریحه ی نسبتا سطح پائین اکثر افراد در نقاشی پیشرفت کرد . حتی اگر شکل بتواند به طور کامل شفاها توصیف گردد ، اکثر افراد قوه ی ذهنی برای ترسیم آن بر روی کاغذ ندارند .

ما معمولا این تمرین را با گروهی بزرگ انجام می دهیم بطوریکه پس از اتمام آن بتوانیم ترسیمات را با هم مقایسه کنیم . وجود شنوندگان موانع هیجانی جالب توجهی را اضافه می کند . شخص توصیف کننده ی شئ اگر قبل از توصیف ، مقداری وقت صرف حس کردن آن نماید ، بهتر عمل خواهد نمود . هرچند ، صرف این زمان در پیش روی جمعیت بی صبروحوصله ، دشوار است . شخص معمولا درست در میان توصیف غوطه ور خواهدشد . توصیف معمولا به سرعت زیادی پیش خواهد رفت ( حتی بطوریکه شنوندگان هیچ اطلاعاتی برای استفاده از آن برداشت نکنند ) توصیف کننده معمولا با ایستادن پیش روی یک گروه ، مختصری احساس شرمساری می کند ، با دستش درداخل کیسه درحال انجام کاریست که ممکن است برایش تکلیفی بدیهی به نظر آید . پس از اینکه او فکر کند که تصور خوبی از شکل شئ دارد ( دستش را بر روی آن می گذارد ) دشواری باور اینکه شنوندگان نمی توانند را تشخیص خواهد داد . او بی صبر می شود . او بدون شک پس از اینکه تمرین پایان یافت شکل رشد نهفته با روش بهتر تفکر برای انجام تکلیفش را شرح خواهد داد .

این تمرین ، هم ؛ استفاده از مهارت ناقص زبان برای بیان یک اندیشه و هم ؛ عدم دقت در بیان کلامی ما را شرح می دهد . این شدت مانع مرسومی است که فرد بکرات آن را به طور مثال ، در حرفه ی مهندسی می یابد . اکثر دانشجویان و مهندسین خواهان ترسیمات نیستند ؛ عده ای به این دلیل که آن را دشوار یافته اند و عده ای به دلیل اینکه در برخی از رشته ها که به طریقی خدمت می کنند ، موقعیت پائین تری نسبت به سخن گفتن و تحلیل ، بدست می آید . ما به دلیل آنکه شفاها در رابطه با اندیشه های هندسی باشیم ، تلاش های پی درپی را می یابیم . اغلب درجه ی دشواری سبب شده ، بوسیله این مانع بیانگر حتی درک شده ، نیست ، از آنجائیکه توصیف کننده کاملا چیزی که سعی در توصیفش دارد را می شناسد و اغلب به طور طبیعی می پندارد که آنچه مردم توصیف کرده اند را کاملا می داند . مسئله ی دیگری که این مانع را به طور بیان کلامی نادرست نشان می دهد ،( اگر 12 نفر یا بیشتر در دسترس داشته باشید )به شرح ذیل است .

تمرین : به فردی ، ترسیمی از یک شئ ساده بدهید . ( بار دیگر ، شئ ای انتزاعی با نامش که نتواند شکل آن را توصیف کند ) از او بخواهید مدت اندکی به آن نگاه کند و سپس آن را شفاها برای فرد دیگر توصیف نماید . سپس فرد دوم شفاها آن را برای فرد سوم توصیف کند و مانند آن . این کار باید به شیوه ای انجام گیرد که دیگران در گروه نتوانند توصیفات را از راه دور بشنوند . هنگامیکه توصیف از شئ به هرکدام از ده نفر یا بیشتر انتقال یافت ، از آخرین فرد خواسته شود تا آن را ترسیم نماید . مقایسه ی ترسیم نهایی با ترسیم اصلی ، جذابیت سحرآمیزی را ثابت می کند .

یافتن مثال های دیگری از موانع بیانگر آسان است . سعی ناکام برای اندیشه های حاضر در بیشتر زبان های بیگانه ، کنترل ضعیفی محسوب می شود که نمونه ای بارز است . ناکامی نویسنده ای که ماشین نویس ماهری است ، هنگامیکه ماشین تحریرش شکسته است و او باید به خط معمولی و دست نویس رجوع نماید . ناکامی مدیری که از دستگاه ضبط صوتش به خاطر تعمیرش دور است یا تندنویس مخصوصش بیمار است . این ها موقعیت هایی از بیان سنگینی هستند که از حل کننده مسئله ممانعت به عمل می آورد .

 



[1] - problem- solver

- شکل گیری [2]

 - عجیب و غریب[3]

[4] - utilizing mathematics

[5] - clean mind

[6] - dirty

 را در سال 1961 به رشته ی تحریر درآورد .synectics نویسنده ای که معروف ترین کتابش یعنی: William J.J.Gordon -[7]

[8] - در زبان یونانی به معنی " به هم پیوستن عناصر متمایز و ظاهرا نامربوط " است . هدف این پژوهش ، از سال 1944 ، آشکارساختن مکانیزم های روانشناسی بر پایه ی فعالیت خلاق بود که در آن از روش های مبتنی بر مشاهده استفاده شد .

[9] - desert island

  
نویسنده : Hesam Eshghi Sanati - حسام عشقی صنعتی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها :